فرهنگ رسانه

فصلنامه تحلیلی و پژوهشی ارتباطات اجتماعی

فرهنگ رسانه

فصلنامه تحلیلی و پژوهشی ارتباطات اجتماعی

نگاهی به فرهنگ و رسانه-دکتر باقر ساروخانی

نگاهی به فرهنگ و رسانه

دکتر باقر ساروخانی (1)

عضو هیات علمی دانشگاه تهران

دارای درجه دکترا در رشته جامعه شناسی

 

مقدمه:

     رابطه متقابل فرهنگ و رسانه ریشه در تاریخ حیات بشر دارد و می‌توان گفت پیدایش رسانه همزاد جامعه بوده است. در طول تاریخ، انسان برای انتقال پیام خود، رسانه‌ها را به کار گرفته و فرهنگ خود را نیز با آن گسترش داده است. لذا بحث فرهنگ  رسانه هم نوعی بحث تاریخی به شمار می‌رود. انقلاب ارتباطات در دنیای جدید، مولد انقلاب فرهنگی هم بوده و رسانه به همراه خود، فرهنگ جدیدی را تولید نموده که متعلق است به جوامعی که انقلاب ارتباطات را تجربه کرده‌اند. این فرهنگ؛ خاص، پویا (Dynamic) ، تداومی (Continual) و کاملاً جدید بوده و باعث تولد همگرائی (Congruence) فرهنگی شده است. در واقع فرهنگ رسانه‌ای ناشی از انقلاب ارتباطات، نویدبخش فرهنگی جهانی است که تجمیع ملت‌ها  و اندیشه‌ها را در برخواهد داشت . به بیان مک لوهان در این دهکده جهانی، ملت‌ها چنان به یکدیگر نزدیک می‌شوند که به فرهنگی مشترک دست می‌یابند و زبان مشترک جهانی را شکل می‌دهند. منظور، پیدائی زبان نمادین جهانی است. نمادهای منفرد، تک‌افتاده و ملی، در پرتو انقلاب ارتباطات، به حریم جهانی وارد می‌شوند و مورد فهم و درک انسانها قرار می‌گیرند. جابجائی نمادها و ورود آنان به عرصه جهانی سطح تازه‌ای در ارتباطات انسانی فراهم می‌آورد. (ر.ک به ساروخانی (ب): جامعه‌شناسی ارتباطات، تهران، انتشارات اطلاعات، چاپ هفدهم، 1385)

     در عصر ارتباطات، کشورهای بسیار دوردست همسایه نزدیک هم شده‌اند و برای اولین بار در تاریخ بشر، جامعه‌ای فرازمان و فرامکان در حال شکوفائی است. انسان در دوران حیات خود، همواره اسیر زمان و مکان بوده و دنیای رسانه‌ای او را از این بندرها کرده است، وی می‌تواند در کمترین زمان ممکن پیام خود را به دورترین نقاط جهان برساند. فرهنگ رسانه‌ای ، نویدبخش آزادی آنان از مکان و زمان است.

     در درون فرهنگ رسانه‌ای ، مفاهیم اجتماعی نظیر فقر و غنا در کنار هم قرار می‌گیرند. فقرا که تا پیش از این از اغنیا بی‌خبر بودند، هم‌اکنون سینه به سینه آنان حرکت می‌کنند. این پدیده فقط مربوط به مفاهیم درون جوامع نبوده و گسترة آن نیز به جامعه جهانی کشیده شده است. کشورهای در حال توسعه نیز با اطلاع کامل و به واسطة فرهنگ نوین رسانه‌ها، دوشادوش کشورهای توسعه یافته قدم برمی‌دارند. فرهنگ رسانه، جهانی را متولد ساخته که در درونش نابرابری‌ها برجسته است. خوبی‌ها هم برجسته است.

تعلق جهانی  (Universalism)  اخبار و اطلاعات(2):

     در زمره اهم ویژگی‌های فرهنگ ارتباطات، تعلق جهانی اخبار و اطلاعات است. از این رو می‌توان گفت، در برخورد جوامع جدید با رسانه‌ها، هر فضا ،جهانی است. یک جمع ساده، در یک سالن کوچک و در یک روستای دوردست به جهان تعلق دارد و هر خبر یا اطلاع آن در عمق جهان انعکاس می‌یابد. بنابراین دیگر یک خبر یا یک حادثه متعلق به یک مکان یا یک گروه خاص نیست. در لحظه‌ای که به وقوع می‌پیوندد، جامعه جهانی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. به عنوان مثال، در زمان جنگ ویتنام، مبلغان مذهبی برای ابلاغ پیام خود، در کنار خیابان می‌ایستادند و در حالی که نامه‌ای حاوی پیام خود را در کناری می‌گذاشتند، برای جلب توجه رهگذران اقدام به خودسوزی می‌کردند. در عصر غیررسانه‌ای که آنان تماسی با جهان نداشتند با این عمل می‌توانستند فقط تعداد اندکی از بینندگان حاضر را مطلع کنند، لیکن برخورد ویتنام با جامعه رسانه‌ای جدید، باعث شد که این واقعه در آن واحد به سراسر جهان منعکس شده و جهانی را تحت‌تأثیر قرار دهد. اینک تمام ملت‌ها می‌توانستند چهره او را در حالی ببینند که با آتش گریبانگیر است.

     این تأثیر در جریان فکری جهانی، موجد واکنشهائی بود که قطعاً در راستای اهداف وی قرار داشت. این اوج توان فرهنگ رسانه‌ای است. یا در آفریقای جنوبی و در دوره آپارتاید که ماندلا در زندان به سر می‌برد، جامعه رسانه‌ای چنان عمل کرد که حتی کودکان آمریکائی با ارسال هزاران نامه، خواهان آزادی قهرمان بودند. گویی زندان ژوهانسبورگ در همسایگی منزل آنهاست.

انفجار زمان و مکان:

     از دیگر ویژگی‌های عصر ارتباطات، انفجار زمان و مکان است. برای اولین بار، بشر این امکان را یافت که در چندهزارم ثانیه، پیام خود را به اقصی نقاط جهان بفرستد و یا از طریق شیوة های جدید نظیر کنفرانس از راه دور (Teleconference) در جای جای جهان و در یک لحظه از زمان حاضر باشد. بنابراین، بدرستی می‌توان گفت، انفجار زمان و مکان، زاییده انقلاب بزرگ ارتباطات در جهان رسانه‌ای است. دیگر اخبار به نقطه‌ای خاص تعلق ندارد، بلکه برای همه جهانیان است. همه می‌توانند صدایشان را به همه برسانند.

     در داخل این فرهنگ که از دیدگاه‌های فرهنگ شناسانی نظیر مولوچ (Molotch) و لستر (Lester)، اخبار و داده‌های خبری در درون حوزه‌های فرهنگی فراهم می‌آیند.... نماد همان فرهنگ هستند و سپس روند همان فرهنگ را بسط می‌دهند(3)، برای اولین بار در تاریخ بشری نه تنها بیشترین اطلاعات تولید می‌شود، بلکه به نحو بسیار گسترده‌ائی هم منتشر می‌گردد. فرهنگ رسانه‌ای همه خانه‌ها را غرق در اطلاعات کرده است و انسان برای اولین بار فراخنای گزینش دارد. می‌تواند از بین هزاران کانال و یا وسیله ارتباطی دردسترس، هر لحظه انتخابی جداگانه انجام دهد. این مهمترین دستآورد جهان رسانه‌ای بود که بشر هیچ وقت آن را تجربه نکرده است. در دنیای جدید رسانه‌ای، دیگر اطلاعات و فرهنگ در درون جامعه برجستگان و نخبگان مبادله نمی‌گردد. هم اکنون خانه‌ها نیز جایگاه فرهنگ شده‌اند. اُدگارمور و دیگران سخن از شهر اطلاعات می‌کنند. رسانه‌ها توان آن را یافته‌اند که اطلاعات را از محدوده خاص یک کلاس و یک گروه خاص بیرون آورند و جای‌جای جامعه را اطلاعاتی نمایند. این عصر را عصر همه‌جائی (Ommpresence) یا حضور همه جائی (Ubiquity) می‌خوانند.

فرهنگ رسانه‌ای و توسعه اجتماعی و اقتصادی:

     در بیان نقش رسانه در توسعه اجتماعی لازم است ابتدا به مفهوم توسعه اجتماعی توجه کرد. اگر معنای توسعه را فقط در مفهوم رشد تلقی کنیم، جامعه ایران در حال توسعه خواهدبود. چرا که ما هم اکنون از امکانات و وسایل مدرن استفاده می‌کنیم و بعضاً برخی از آنها را نیز تولید می‌نمائیم. اما اگر توسعه را در معنای کیفی؛ پایدار و توسعه انسانی در نظر بگیریم، قطعاً با مشکلاتی خاص برخورد خواهیم کرد.

     توسعه شتاب‌آلود شهرهای بزرگ و ورود لگام گسیخته تکنولوژی و دانش جدید، تبعات خود را در پی دارد که مولد نوستالیژیا یا حرمان اجتماعی می‌گردد. انسان در چنین جامعه‌ای که به قول تافلر در کلبه الکترونیک می‌زید، با نگاهی به گذشته نه چندان دور خود در برابر حرمانی قرار می‌گیرد که ناشی از خسران از دست داده است. لذا اگر توسعه اجتماعی بدون برنامه‌ریزی صحیح و بدون نگاه به توسعه پایدار (Sustained development) و انسانی (Human development) باشد، انسان را از همه‌چیز محروم می‌کند. در توسعه فراگیر، عناصر بیرونی با انطباق با درون مدنظر قرار دارند. پیدایش تکنولوژی بر اساس نیازهای حیاتی در ساختار درونی جامعه صورت می‌گیرد و با کنترل بر ورود دانش‌های جدید، هویت انسان دستخوش تغییرات خطرناک سریع نمی‌گردد. در صورت عدم رعایت اصول توسعه فراگیر، قطعاً گرو‌ه‌های مرجع بیگانه جای عناصر موثر فرهنگی درون گفتمان مسلط اجتماعی قرار می‌گیرند و انسان به جای مباهات به فرهنگ خودی به فرهنگ غیرخودی متمسک می‌شود که ذاتاً این پدیده در تعارض با توسعه پایدار خواهد بود. لذا توسعه را نمی‌توان رشد تلقی کرد.

     مفهوم تمثل (Assimilation) در همین راستا بکار می‌آید. منظور نفی یا تحقیر فرهنگ خودی و آرمانی‌سازی فرهنگ بیگانه است. نتیجه آن تلاش برای دیگری‌شدن است، بدون هیچ توفیق. تمثل یا همانندی در «دائره‌المعارف علوم اجتماعی» بدین سان تعریف شده است: «از ریشه لاتین به معنای مشابه ساختن یا مشابه شدن و حاصل یا نتیجه آن گرفته شده است». (ساروخانی (ب): دائره‌المعارف علوم اجتماعی، تهران، انتشارات کیهان، ص 46)

 برگس و پارک در اثرشان با نام «مقدمه به دانش جامعه‌شناسی» می‌نویسند: «همانند گردی، فرآیند ذوب یا نفوذ متقابلی است که از طریق آن اشخاص یا گروه‌ها، احساسات، آموخته‌ها و طرز تلقی‌های اشخاص یا گروه‌های دیگر را کسب می‌کنند و در جریان زمان و بطور تدریجی با آنان یکی شده و کلی واحد را تشکیل می‌دهند.» (4) (Burgess, E. W – Park, R. E: Introduction to the Science of Sociology – P: 735)  لذا مفهوم جهان پیرامونی و تأثیرات آن بر جهان ذهنی مخاطب را نباید از نظر دور داشت. بنابراین در داخل فرهنگ رسانه‌ای نه مخاطب منفعل با نهایت پذیرائی و بدون مقاومت وجود دارد و نه بدون توجه به گفتمان اجتماعی و نقش جهان پیرامونی باید به برنامه‌ریزی رسانه نگاه کرد. ضمن آنکه نباید ساختارهای اجتماعی را نیز در این میان به فراموشی سپرد.

     در این راستا، خود رسانه قطعاً بخشی از فضای پیرامونی تلقی می‌گردد که مسلماً از حساسیت بیشتری برخوردار بوده چرا که به طریق اولی، اندیشه‌های جدید را اشاعه و بسط می‌دهد. حضور همه جائی رسانه‌ای موجب شد که رسانه جزء لاینفک حیات خانواده‌ها گردد. این فرآیند از آغاز چنین بود. بطوریکه در سال 1353 (ه‍ . ش) که آغاز ورود رسانه‌های مدرن به ایران است، ملاحظه می‌شود 775/114 ساعت پخش برنامه‌های رادیوئی و بیش از 7 هزار ساعت برنامه تلویزیونی در سال صورت می‌پذیرد (5).

     منتها اگر بگوئیم همه‌چیز را رسانه تولید می‌کند و نقش عقیده‌سازی را به آن مرتبط ساخته و آن را از گفتمان‌های اجتماعی منتزع گردانیم، کاری اشتباه صورت پذیرفته و قطعاً صحیح نخواهد بود. علی‌القاعده یک رسانه برای ایجاد توسعه اجتماعی و برای بسط یک اندیشه جدید و از همه مهمتر هدایت آن، باید در جای مناسبی از گفتمان اجتماعی قرار گیرد. بدین‌ترتیب در بیان رابطه رسانه و توسعه اجتماعی می‌توان گفت، رسانه در جامعه، مقوم گفتمان است، نه موجد تغییرات.

     دنیای ارتباطات و فرهنگ رسانه‌ای، جهان مجازی (Uritual world) را در کنار جهان واقعیت (Reaf world) پدید آورده‌اند که در آن دنیا، اطلاعات آزادانه و بسیط مبادله می‌گردد و انسانها را فارغ از بندهای مکان و زمان به هم پیوند می‌دهد و البته جهانی باشکوه‌تر را به نمایش می‌گذارد و انسان را از تبعات فرهنگی غنی برخوردار می‌کند.

صنعت فرهنگ:

     فرهنگ رسانه‌ای از یک طرف با صنعت تولید فرهنگ نیز مواجه است. رسانه با قدرت نفوذپذیری خود، پوسته نهادهای اجتماعی خاصه خانواده را می‌شکافد و بدون اختیار اعضا، وارد زندگی آنها می‌گردد و اعماق آن نهادها را به تسخیر درمی‌آورد. این پیام‌ها باعث تغییر در نگرش آنان می‌گردد و در صورتی که نتوان مدیریتی بر آن اعمال کرد، آن چنان سطح انتظار انسان را تغییر می‌دهد که میزان رضایتمندی او را از زندگی، دستخوش تلاطم می‌کند.

     تحت تأثیر بمباران اطلاعاتی از سوی رسانه‌ها، انسان راضی و سعادتمند دیروز به فردی ناراضی امروز تبدیل می‌شود. فرهنگ رسانه‌ای حتی می‌تواند با نمایش تضاد عمیق بین جهان واقعی و جهانی که خود تولید کرده، انسان را در خلاء رها سازد. لذا فرهنگ رسانه‌ای در کنار تمام مزیت‌هایی که دارد، می‌تواند در ایجاد تغییر در ارزشهای ذهنی مخاطبان، مفهومی تحت عنوان «شی مداری» (Reification) را بر ذهن گیرندگان خود حاکم نماید و بحران هویت (Identity Crisis) آن را تشدید نماید. رسانه‌هایی که سعی دارند اطلاعات خود را با فشار بر ذهن مخاطب تحمیل نمایند، معمولاً در همان راستا قدم برمی‌دارند.

     انسان آزاد است، منتها اگر از طریق تبلیغات فراآگاهی (Subliminal advertising) (6)، اطلاعات منتشر گردد. می‌تواند با حرکتی زیرپوستی وارد ذهن او شده و او را در مسیری خاص حرکت دهد، که از آن با نام حرکت از راه دور (Telekinesis) یاد می‌کنند. در این شرایط تغییر رفتار وی ناخودآگاه و در همان جهتی خواهد رفت که رسانه مدنظر داشته است. به بیان دیگر انسان به رغم آزادی صوری و مشخص مجاب می‌شود، آنچه اصحاب رسانه می‌خواهند انجام دهد، یا آن طور که آنان می‌اندیشند، بیاندیشد. مفاهیم دیگری چون ربوت‌سازی در همین معنا بکار می‌روند. در همین راستا، مک لوهان معتقد بود رسانه‌های جدید باعث تحمیق انسان می‌شود و بدین واسطه سواد الفبائی بشر از بین خواهد رفت، چرا که انسان می‌توانست از طریق دیدن، خیلی سریعتر به شناخت جهان پیرامونی برسد ولی در عین حال نگران این موضوع هم بود. (نظریه تحمیق مک لوهان جای بحث بسیار دارد. سؤال این است که آیا در درون فرهنگ رسانه‌ای، انسانها از الفبای دانستن دور می‌مانند؟ آیا فرهنگ نوشتاری نابود خواهد شد؟ این سوالها، مباحث بسیاری برانگیخته است که در این مقاله نمی‌گنجد.). اما پیدایش تکنولوژی‌های جدید به نوعی باعث افزایش قدرت و گسترش حواس بشری نیز شده است. لذا نمی‌توان کاملاً از تحمیق احتمالی رسانه‌ها ابراز نگرانی کرد و این در حالی است که هنر استفاده از فرهنگ رسانه‌ای ،کما فی سابق در اختیار بشر باقی بماند . توسعه دامنه فعالیت رسانه ها  انقلاب عظیم آموزشی در پی داشته است. سرعت رشد دانش را افزوده و در عمل نه تنها باعث تحمیق بشر نگردیده، بلکه تاکنون توانسته بر گسترة حواس وی نیز بیافزاید.

     انسان آفریدگار این تکنولوژی است و باید در کنار آن هنر استفاده صحیح از آن را بشناسد و با حفظ توان گزینش خود، غرق در فرهنگ رسانه‌ای نشده و هم خود و هم رسانه‌ را تحت کنترل قرار دهد. فرهنگ رسانه برای ایجاد تعادل ضروری در حیات بشری است نه تحمیق انسان.

 

پی نوشت‌ها:

(1) دکتر باقر ساروخانی ، استاد نویسنده ، محقق و پیش کسوت در علوم ارتباطات اجتماعی است . وی دارای درجه دکترا دولتی در رشته جامعه شناسی از دانشگاه پاریس ( سوربون ) بوده و هم اکنون عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران میباشد.

(2) تعلق جهانی اطلاعات و اخبار در مقابل تعلق خاص یا محلی (particularism) قرار می‌گیرد. نباید مفهوم جهان وطنی (Cosmopolitanism) و جهانی شدن (Globalization) و جهان‌گرائی (Globalism) را با مفهوم فوق‌الذکر مشتبه ساخت. (ر. ک. ساروخانی (ب): دائره المعارف علوم اجتماعی، تهران، انتشارات کیهان، چاپ سوم، 1378)

(3)  Curran (I) : Mass Media: 151

(4) داخل متن است به این قسمت منتقل شود

(5) بهنام (ج): درباره خانواده و فرهنگ ص 12، به نقل از : ساروخانی (ب): اندیشه‌ها، ص 43

(6) برای اطلاع بیشتر مراجعه شود به:

(ساروخانی (ب): جامعه‌شناسی ارتباطات ـ تهران ـ انتشارات اطلاعات ـ چاپ هفدهم ـ 1385)

 

فهرست منابع:

الف) فارسی:

* بیزو (آ) : «فرهنگ علوم اجتماعی» ـ ت: بافرساروخانی ـ تهران ـ انتشارات کیهان، چاپ چهارم ـ 1378

*بهنام (ج): «درباره خانواده و فرهنگ» در «سخنرانی‌های دومین دوره جلسات بحث در باب خانواده و فرهنگ، با همکاری امور فرهنگی دانشگاه تهران ـ تهران ـ انتشارات فرهنگ و هنر ـ 1345.

* ساروخانی (ب): «دایره‌المعارف علوم اجتماعی» ـ تهران ـ انتشارات کیهان ـ چاپ سوم ـ 1378

* ساروخانی (ب) : «جامعه‌شناسی ارتباطات» ـ تهران ـ انتشارات اطلاعات ـ هفدهم ـ 1385

* ساروخانی (ب) : «اندیشه‌های بنیادین در دانش ارتباطات» ـ تهران ـ انتشارات اطلاعات ـ چاپ اول 1384

* کازنو (ژ) جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی» ترجمه باقر ساروخانی و منوچهر محسنی ـ تهران ـ انتشارات اطلاعات ـ چاپ پنجم ـ 1384.

ب) لاتین:

* Burgess (w), Park (E): "Introduction to the Science of Sociology" – Chicago, Chicago university Press/1928.

* Curran (I) , Gurvitch (M) : "Mass Media and Society London – Edward Arnold – 1991

* Molotch (H) – Lester (M): "News as Purposive Behavior in American Sociological" – Reviews – 3q – 1974 – P.P: 101-112

جامعه، رسانه و تبادل فرهنگی-گفتگو با : دکتر محمد دادگران

جامعه،  رسانه و تبادل فرهنگی

گفتگو با : دکتر محمد دادگران

دارای درجه دکترا در رشته روانشناسی اجتماعی

 

اشاره :

     دکتر محمد دادگران ، استاد و پژوهشگر برجسته کشور از جمله افرادی است که نامش با علوم ارتباطات عجین بوده و به حیث قاطع میتوان ادعا کرد که اکثر دانشجویان این رشته یا در کلاسهای ایشان و یا با نوشته های ایشان ؛ مبانی این علم را آموخته اند . وی دارای مدرک کارشناسی علوم اجتماعی از دانشگاه تهران ؛ کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی رادیو و تلویزیون از دانشگاه سوربون و درجه PHD  رشته روانشناسی اجتماعی از دانشگاه سوربون میباشد . دکتر دادگران عضو هیات علمی وزارت علوم ، تحقیقات و فن آوری بوده و در کنار مسئولیتهای آموزشی  مدیریت کارشناسی ارشد رشته مدیریت رسانه دانشکده صدا و سیما را نیز بر عهده دارد .با وی در خصوص فرهنگ و رسانه به گفتگو نشسته ایم .

     فرهنگ رسانه: در بیان رابطه بین فرهنگ و رسانه، بحث را از فرهنگ آغاز کنیم؛اساساً چه ماهیتی دارد؟

     دکتر دادگران: «مفهوم فرهنگ پیش از قرن هجدهم، بیشتر به معنای «رشد» اطلاق می‌شد و معمولاً در کشاورزی بکار می‌رفت. به همین دلیل واژه کشاورزی در زبان انگلیسی (Agriculture) خوانده می‌شود. پس از قرن هجدهم میلادی، آرام آرام مفهوم فرهنگ در برگیرنده شیوه زندگی گروه یا گروه‌هائی از مردم شد که ارزشها، آداب، هنجارها، رفتارها، سنت‌ها، اعتقادات و نظائر آنها را معرفی می‌کرد. بنابراین اگر بخواهیم برای فرهنگ یک تعریف ارائه دهیم، می‌توان گفت: فرهنگ نوع هستی اجتماعی است که تولید و باز تولید دارد.  حاصل کنش و واکنش میان انسانها در طول تاریخ است، به قول مردم‌شناسان، فرهنگ کلیه فعالیت‌هایی است که انسان در طول تاریخ انجام داده است. از مسائل پیش و پاافتاده‌ائی نظیر عادات فردی تا موارد پیچیده‌ائی همانند ورود فرد به جمع و ارتباطات جمعی را شامل می‌گردد. فرهنگ در همه حوزه‌های زندگی انسان حضور دارد. لذا فرهنگ مجموعه عوامل مادی و معنوی است که از یک نسل به نسل دیگر منتقل می‌شود و دارای پویائی است. حالات و گونه‌های متفاوت دارد و در رفتار اجتماعی نمود می‌یابد. فرهنگ در ارتباطات تجلی می‌یابد و شیوه زندگی انسان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

     دو انسان شرقی و غربی را در کنار هم فرض کنیم که سفری طولانی را در پیش دارند. انسان شرقی که تصوری فانتزی و ابتکاری دارد، برای سفر تمام احتمالات را مدنظر می‌گیرد و توشه خود را بر همان اساس آماده می‌نماید. اما انسان غربی که تصوری واقع‌گرایانه دارد، بدون در نظرگرفتن احتمالات و رویدادهای احتمالی در آینده، بار خود را سبک‌تر برمی‌گزیند. این نوع انتخاب، برگرفته از نوع نگرش ایشان به زندگی بوده که تحت‌تأثیر آموزه‌های اجتماعی و زمینه‌های فرهنگی ایشان قرار دارد. در همین نمونه‌ها، اگر در طی سفر، آن دو نفر دچار سانحه‌ائی شده و بر فرض در درون گودال عمیقی فروافتند، قطعاً رفتارها و واکنش‌های متفاوتی از خود بروز خواهند داد. انسان شرقی با تکیه به توشة همراهش، منتظر رهائی‌بخش می‌نشیند و انسان غربی چون از ذخیره مناسبی برخوردار نیست، لذا امکان صبر نخواهد داشت و سعی می‌نماید خود به فکر رهائی باشد. این دو رفتار متفاوت ایشان در شرایطی یکسان نیز در طول فرآیند فرهنگ‌پذیری و در پرتو آموزشهای اجتماعی درونی شده، پدیدار می‌گردد. لذا فرهنگ در ماهیت همان شیوه زندگی اجتماعی انسان است که در مسیری تاریخی و تدریجی؛ نسل به نسل منتقل شده و موردپذیرش جامعه قرار گرفته است و نسل‌های بعدی را مکلف نموده برهمان اساس رفتارهای خود را تنظیم کنند.»

     فرهنگ رسانه: فرهنگ دارای تنوع است. این تنوع و گوناگونی فرهنگ به چه صورتی پدیدار می‌گردد؟

     دکتر دادگران: «جامعه سرشار از مسائل اجتماعی است که قبل از تولد هر انسانی در جامعه جاری بوده و موردپذیرش قرار داشته است. انسان به محض تولد و یا ورود به آن جامعه می‌باید خود را براساس معیارهای موردتأیید جامعه منطبق سازد. این شناسه‌ها را جامعه‌شناسان به ویژه پس از قرن بیستم تحت عنوان «پدیدارهای اجتماعی» مطرح کرده‌اند که حائز ویژگی‌های «خارجی» ، «جبری» و «عمومیت» هستند. از آن حیث خارجی هستند که قبل از ورود عضو جدید، مجموعه‌هائی از بایدها، نبایدها و هنجارهائی در جامعه وجود داشته است. آنها اجباری هستند زیرا جبر در آموختن، درونی کردن و بکارگیری در زندگی و ارتباطات اجتماعی وجود دارد و در نهایت عمومیت دارند چون در تمام سطح جامعه در درون جغرافیای آن، همان الگوها ملاک عمل همه افراد یا دست کم اکثریت آنها است و حال می‌توانند جامعه جهانی را نیز  در بربگیرند.

     رفتار براساس فرهنگ شکل می‌گیرد و بر همین منوال نقش خود را در ارتباطات اجتماعی ایفا می‌کند و تا حدی پیش می‌رود که رابطه انسان با محیط پیرامونی و طبیعت را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. لذا فرهنگ یک فرآیند چند بعدی است که به صورتی مستمر و فعالانه از طریق ادراک و ارتباط حاصل می‌گردد.انسان در بطن فرآیندهای ارتباطات اجتماعی قرار دارد که توسط فرهنگ تعیین می‌شود و جهش در درون آنها پدید می‌یابد. بنابراین فرهنگ می‌تواند متناسب با طبقات و گروه‌های اجتماعی، متناسب با لایه‌های اجتماعی و متناسب با وضعیت معیشتی، گروه‌های مختلفی را دارا بوده و متنوع باشد.»

     فرهنگ رسانه: آیا منظور همان پاره فرهنگ‌هاست؟

     دکتر دادگران: «بلی، بطور کلی یک جامعه خاص، یک فرهنگ مختص بنام فرهنگ ملی دارد که همة اعضا جامعه کم و بیش به بنیادهای آن پای‌بند هستند. در کنار این فرهنگ ملی نیز تعدادی پاره فرهنگ یا Subculture وجود دارد. پاره فرهنگ‌ها در لایه‌ها و گروه‌های مختلف اجتماعی، در اقوام متفاوت، در مکانهای مختلف می‌تواند دارای ابعاد گوناگون و متنوع باشند. با شناسائی مجموعه پاره فرهنگ‌های یک جامعه می‌توان به «مُدل فرهنگی» جامعه مذکور رسید. تفاوت‌های موجود در مدل فرهنگی جوامع مختلف، امکان قضاوت‌های نسبی در خصوص الگوهای رفتاری حاکم بر همان جوامع را فراهم می‌آورد. بدین لحاظ است که به عنوان مثال ایرانی‌ها، مهماندوست ـ ژاپنی‌ها، قانون‌مدار ـ انگلیسی‌ها، منضبط و فرانسوی‌ها، خوش‌گذران ، خوانده می‌شوند.»

     فرهنگ رسانه: آیا در این مفاهیم، پدیده‌ائی به نام رجحان و برتری فرهنگی وجود دارد؟ و آیا این اصطلاحات که بعضاً بکار می‌رود از منظر علمی صحیح هستند؟

     دکتر دادگران: «درخصوص بحث رجحان و سلطه فرهنگی، سالهای متمادی مباحث زیادی مطرح بود که پیامدهای اجتماعی زیادی را در پی‌داشته است.  طرفداران این نظریه معتقد بودند اقوام مسلط در طول تاریخ همانند ایرانیان، یونانیان، رومیان، مغولان، اعراب و ... برتری فرهنگی نیز داشته‌اند. لیکن پژوهشهای جدید، اندیشمندان را مجاب کرده است که پدیده‌ائی تحت‌عنوان برتری و رجحان فرهنگی اساساً وجود ندارد. پدیده‌های فرهنگی، حاصل تجربیات همه مردم جهان هستند. فرهنگ جهانی حاصل کار ، زحمت و کوشش عموم است. فرهنگ همانند توده‌های ابر در هم متراکمند و محصول تجارب و زحمات انسانهایی هستند که از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته‌اند و در همین جریان ، تحت‌تأثیر عوامل درونی و برونی، دچار تغییراتی نیز گردیده‌اند.

     به عنوان مثال در قرن شانزدهم میلادی که نیروهای فرانسوی و پرتغالی برای تصاحب ثروت و سرزمین اقوام ساکن در آمریکای لاتین، هجوم آورده‌بودند، ساکنان را غارت رده و قتل عام می‌کرده‌اند. در همین دوران نیز اگر از نیروهای مهاجم، فردی به اسارت بومیان در‌‌می‌آمد، براساس آداب ایشان قریب به 8 ماه در جمع بومیان نگاه داشته می‌شود و به او رسوم خود را می‌آموخته و در آخر وی را به قتل می‌رساندند. حال کدامیک از فرهنگ‌ها را خشن‌تر می‌توان نامید؟ آیا برتری نظامی مهاجمان، لزوماً مبین و یا مسبب برتری فرهنگی آنها بوده است؟»

     فرهنگ رسانه: در هر صورت، برخورد جوامع و گروه‌های انسانی با یکدیگر، برخورد و تقارب فرهنگی آنان را در پی خواهد داشت. بی‌شک در این برخورد، هر دو طرف برطرف مقابل تأثیر می‌گذارند. پس چگونه فرهنگ‌ها یکدیگر را می‌پذیرند؟

     دکتر‌دادگران: «در تقارب فرهنگی، پدیدة همسان‌سازی فرهنگی روی می‌دهد که ذاتاً نمی‌تواند تعمدی باشد. در این پدیده نمی‌توان با اجبار پیش رفت، زیرا فرآیند همسان‌سازی، پدیده‌ائی تدریجی محسوب می‌شود. بطور طبیعی جامعه تلاش دارد ابعاد فرهنگی خویش را که در طول زندگی اجتماعی بدست آورده، حفظ نماید. در ضمن ایجاد ارتباط با سایر فرهنگ‌ها نیز امری اجتناب‌ناپذیر است. در این میان امکان بروز تغییراتی در برخی الگوهای رفتار واقع می‌شود اما بنیاد فرهنگ خودی، از بین نمی‌رود. به عنوان مثال فرهنگ جامعه ایرانی که در طی قرون مختلف، مرکز تهاجم اقوام و فرهنگ‌های متفاوتی بوده است، بسیاری از بنیادهای خود را از گزند تغییرات محفوظ نگه داشته است. بدین‌سبب ملاحظه می‌شود این جامعه هویتی متفاوت با اقوام اطراف خود دارد. لذا امکان سلطه فرهنگی در عمل وجود ندارد. در این بین برخی از جوامع بشری سعی نموده‌اند. با رصد دائمی فرهنگ خویش ، فرآیندی پالایشی و مستمر را در الگوهای رفتاری فرهنگ خود اعمال نمایند و در کنار آن و در پرتو آموزشهای اجتماعی طولانی و با گذر از نسلی به نسل دیگر، الگوهای جدید و متناسب با نیازهای روز جامعه خود را رواج داده و نهایتاً در فرهنگ خویش رسوب دهند.

     به واقع همسان‌سازی فرهنگی، برخورد دو فرهنگ با یکدیگر است که در زمانی طولانی و در فرآیندی تدریجی، در یکدیگر نفوذ می‌کنند و باعث باز تولید فرهنگی مشترک می‌گردند که خصوصیت هر دو فرهنگ اولیه کماکان مشاهده می‌گردد. در برخورد فرهنگ‌های کوچک با فرهنگ‌ جهانی نیز جوامع سعی دارند با کوشش در حفظ هویت خویش، عناصر فرهنگ جهانی را در لابه‌لای فرهنگ خود، جای داده و همسان نمایند. این رویداد در عصر ارتباطات غیرقابل پیشگیری است. عصر ارتباطات به نوعی عصر جهانی‌شدن است و کلیه فرهنگ‌های کوچک وادار به ورود به این عرصه هستند. آنها مجبورند برای حفظ جامعه خویش با سایر جوامع ارتباط داشته و از کارکردهای مثبت آنها به منظور ارتقاء کارآئی خویش بهره ببرند. به این دلیل است که هم اکنون با هنجارهایی کمابیش یکسان در جوامع مختلف مواجه هستیم. بدین لحاظ در عصر ارتباطات، جوامع در برابر تغییرات ناشی از پدیده‌های جدید و ضروری، کمترین مقاومت را از خود نشان می‌دهند.»

     فرهنگ رسانه: چه ضرورت ‌هائی برای بروز و وقوع این پدیده وجود دارد؟

     دکتر دادگران: « یک انسان برای حیات در یک جامعه مکلف است بنیادها، هنجارها و پدیدارهای فرهنگی جامعه را بپذیرد. در غیر آن از جامعه ترد خواهد شد .به همین منوال یک جامعه کوچک هم که می‌خواهد عضوی از اجتماعی جهانی باشد، ناچار به پذیرش قواعد فرهنگ جهانی خواهد بود و در صورت بروز مقاومت و یا عدم پذیرش، به یقین نمی‌تواند تعامل و ارتباطی با سایر جوامع برقرار سازد و حیاتش به مخاطره خواهد افتاد. تمام این مختصات، بیانگر ویژگی پویائی فرهنگ است.»

     فرهنگ رسانه: همین پویائی فرهنگ، بی شک در بستری از ارتباطات شکل می‌گیرد. ارتباط هم بدون رسانه امکان‌پذیر نیست. پس قطعاًٌ در این جریان رسانه، بسیار مؤثر است. آیا همه رسانه‌ها به یک میزان تأثیر گذارند؟

     دکتر دادگران: «در این جریان، نقش رسانه‌ها با یکدیگر متفاوت هستند. یک رسانه، مخاطبانی محدود دارد، اما رسانه دیگر ممکن است به مخاطبانی جهانی بیاندیشد. برخی از رسانه‌ها در محدوده جغرافیایی خاص عمل می‌کنند و گروهی ، گسترة جهانی را در می‌نوردند و یا سرعت تعدادی از آنها در انتشار پیام کندتر از تعدادی دیگر است. در هر صورت نمی‌توان میزان تأثیر انواع رسانه‌ها را یکسان ارزیابی کرد.

     هم اکنون جهت‌گیری رسانه، افزایش سرعت در انتشار پیام و ازدیاد سطح پوشش آن است و در این میان از فن‌آوری‌های جدید نیز بهره‌برداری می‌شود. هم‌اکنون سرعت شگفت‌انگیزی که در انتشار پیام حادث شده، باعث گردیده هر نوع رویدادی که در هر کجای جهان به وقوع می‌پیوندد، در کمترین زمان، همگی را مطلع نماید. به واقع جهان امروز، همان دهکده‌جهانی مک لوهان است. هر چند که هنوز رسانه‌ها به این سرعت نیز اکتفا نکرده و در پی افزایش آن هستند. قطعاً این افزایش سرعت و ازدیاد گسترش پوششی، باعث ایجاد نیازهای جدید نزد مخاطبان خواهد شد و در نهایت تغییرات فرهنگی را به دنبال خواهد داشت.»

     فرهنگ رسانه : در همین راستا، تعامل و رابطه رسانه‌ها با نهادهای اجتماعی چگونه است؟

     دکتر دادگران: « در کنار ابزارهای رسانه‌ائی، نهادهای اجتماعی همانند خانواده نیز نقش رسانه‌ائی را در جوامع ایفا می‌کنند. پیام‌های ورودی به خود را کنترل می‌کنند و در صورت انطباق با چارچوب فرهنگی خویش، آنها را می‌پذیرند و به اعضا خود منتقل می‌کنند. در این میان ابزارهای رسانه‌ائی هم سعی دارند به درون این نهادها نفوذ نمایند. در جوامعی که نهادها از قدرت و انسجام خوبی برخوردارند، سعی رسانه‌ها در نفوذ با تعارض هائی همراه خواهد بود. این تعارض‌ها باعث به چالش‌کشیدگی یکی از دو سوی خواهد شد و طبعاً آنکه قوی‌تر است، پیروز میدان می‌شود. لذا در جوامعی که نهادهای قدرتمند وجود دارد، رسانه‌ها رای پرهیز از شکست ، ضرورت دارند پیامهای خود را با دقت بیشتری در نظر داشته باشند.

    از سوی دیگر توسعه رسانه‌ائی در دوران حاضر به نحوی بوده است که تعاملات بین رسانه‌ها و نهادها را گسترش داده و تا حدی پیش رفته که در برخی از حالات، رسانه توانسته رفتار انسان را تحت کنترل درآورد. دیوید رایزمن می‌گوید انسان امروزی را انسانی در بیرون رهبری می‌کند. هرچند که در گذشته نیز نخبگان اجتماع می‌توانستند اعمال رهبری نمایند، لیکن توسعه و رشد فن‌آوری‌های جدید، باعث گردیده انسان امروزی، با ایمان و اعتقاد بیشتر، تحت کنترل‌ آنان قرار گیرند.»

     فرهنگ رسانه: با این توصیفات، تعامل و ارتباط بین فرهنگ و رسانه را چگونه می‌توان بیان نمود؟

     دکتر دادگران: «در عصر ارتباطات، رسانه‌ها توانسته‌اند خود را به عنوان رهبران فکری جامعه معرفی نمایند. بدین‌لحاظ می‌توان گفت رسانه عنصری از فرهنگ تلقی می‌شود. آن جزعی است که محصول فعالیت‌های اجتماعی بوده و در بستر همان فرهنگ تولید شده است. تا حدی که به نظر می‌رسد در دوران کنونی، رسانه در درون اصل اصلی خویش، قوی‌تر از اصل گردیده است. مک لوهان معتقد بود هرچند رسانه از بطن جامعه متولد شده اما می‌تواند بر فرهنگ تأثیرگذار باشد. او می‌گفت هم اکنون رسانه خود پیام شده است. وی که پیرو نظریه «جبر تکنولوژی» است همه‌چیز را به فن‌آوری ربط داده و برای آن بهای زیادی قائل است. مک لوهان برای رسانه‌های جمعی به ویژه تلویزیون یک رسالت خاص ملحوظ می‌نماید و باور داشت که رسانه، انسان را به رستگاری می‌رساند و پیام‌های رسانه‌ را بشارت الکترونیکی می‌پنداشت و خود همانند یک اسقف اعظم، رسانه‌ها را غسل تعمید می‌دهد و تقدیس می‌کند.

      هرچند که این نظرات به میزان زیادی اغراق‌آمیز است لیکن بیانگر نقش مهمی است که رسانه‌ها دارا هستند. سایر دانشمندان علوم ارتباطات، به اندازه مک لوهان به قدرت بیکران رسانه‌ها، اعتقاد ندارند و عدم تغییر فرهنگی جوامع کوچکی که در سالهای متمادی در درون جامعه‌ائی بزرگتر زیسته و کماکان تغییرات عمده‌ائی نداشته‌اند را به عنوان دلیل خود ارائه می‌دهند. اجتماعاتی همانند جامعه چینی‌های مقیم در آمریکا و یا جامعه مسلمانان مقیم در فرانسه و نظایر آنها، از آن جمله هستند که علی‌رغم گذشت زمان نسبتاً طولانی که تحت‌تأثیر تقارب فرهنگی بوده و پیام‌های رسانه‌ائی مختلفی را دریافت کرده‌اند، اما هنوز تابع قواعد کلی فرهنگ خود هستند و عین حال رفتاری در تعارض با فرهنگ میزبان نیز از خود نشان نمی‌دهند.

     عینیت و واقعیت جهان امروزی ، مبین این نکته است که رسانه‌ها نمی‌توانند اثراتی را همانگونه که مک لوهان می‌گفت، از خود به نمایش بگذارند. رسانه فقط می‌تواند برخی الگوهای رفتاری را  ترویج نماید و قطعاً نفوذ رسانه، به میزان پیام منتشره در جامعه هدف ، وابسته خواهد بود.»

     فرهنگ رسانه: رسانه برای افزایش ضریب خود در فرهنگ ، باید چه مولفه‌هائی را مدنظر داشته باشد؟

     دکتر دادگران: « یک رسانه باید آبرومند باشد. بر این اساس که باید دارای سطح قابل قبولی از پذیرش و مشروعیت نزد مخاطبان باشد. یک رسانه باید معتبر نیز باشد به این معنا که باید پیام‌هایی که منتشر می‌کند، خارج از واقعیات نبوده و صحت آنها نزد مخاطب قابل اثبات باشد. یک رسانه برای آنکه بخواهد موردپذیرش قرار گیرد باید عادل باشد و خطوط حق و باطل را رعایت نماید و از آبروی افراد حراست نماید. یک رسانه باید شناخت کاملی از شرایط فرهنگی جامعه هدف را دارا باشد و پیامش را منطبق بر نیازهای مخاطبان، سامان دهد. در کنار این مختصات، یک رسانه باید بداند که بهترین حالت انتقال کامل چیست؟ و به درستی شرایط انتقال را مدنظر قرار دهد. این امر میسر نمی‌گردد مگر آنکه رسانه، مخاطب‌سنجی صحیحی را به انجام رسانیده باشد.

     در صورتی که رسانه، سنجش مخاطب را انجام ندهد، ویژگی‌های مخاطبان را نشناسد و به نیازهای آنان واقف نباشد، قطعاً نمی‌تواند به چرخه کامل ارتباطات دست یابد و به راحتی از گردونه خارج خواهد شد. این مسئله از آن حیث مهمتر می‌گردد که هم اکنون فضای رقابتی رسانه‌ها نیز به شدت فعال است . از سوی دیگر تکثر رسانه‌ائی نیز بوقوع پیوسته، اینک انسان امروز می‌تواند از بین انواع رسانه‌ها، انتخاب و گزینش نماید و بطور حتم آنی را برمی‌گزیند که بیشتر با نیازهایش منطبق خواهد بود.»

     فرهنگ رسانه: به عنوان آخرین سوال، آیا تکثر رسانه‌ائی باعث افول توجه مخاطب به برخی از رسانه‌ها می‌شود؟:

     دکتر دادگران: «در پاسخ باید گفت هرچند که تکثر رسانه‌ها، گزینه‌های متعددی را پیش روی مخاطب قرار داده، اما در صورتی که هریک از آنها بتوانند فرآیند مخاطب‌سنجی را به درستی به انجام رسانند. قطعاً با پدیده افول توجه مخاطب مواجه نخواهند بود. زمانی تصور می‌شد که با ورود رادیو، مطبوعات متزلزل می‌شوند و یا همین رابطه را بین رادیو و تلویزیون تصور می‌کردند لیکن در عمل، این اتفاق روی نداد. حال مطبوعات مخاطبان خود را داشته و تلویزیون و رادیو نیز هریک، گیرندگان خاص خود را دارند.»

یادداشت مدیر مسئول در شماره اول

نگاه اول - برای اولین شماره : فرهنگ رسانه برای فرهنگ و رسانه

     دنیای علوم ارتباطات اجتماعی که کهکشانی از اطلاعات ، ابزارهای رسانه ایی و توده های اجتماعی است ؛ توانسته در چند دهه گذشته ، جذابیت های بسیاری را بیش از هر دوران دیگر برای انسان فراهم نماید . تا آنجایی که چند ده سال گذشته را دوران شکوفایی ارتباطات میدانند. مفاهیم ناشی از این دانش همانند رسانه ، روابط عمومی ، تبلیغات و بازار یابی آنچنان در لایه های متنوع زندگی بشری در آمیخته اند که عمده توجه متخصصان تولید فن آوری را معطوف به خود ساخته اند . اختراع و گسترش رایانه ، توسعه شبکه های جهانی ارتباطات و رویکرد جدید نخبگان به واژه  e در پس برنامه ریزی ها و تحت عنوان پسوند فعالیت های جدید اجتماعی ، اقتصادی ، آموزشی و سیاسی خویش ، نشان از اهمیت ، جایگاه و نقش این علم در دوره کنونی حیات بشر دارد ، تا آنجایی که   ابعاد متنوع این علم متکی بر توان پویای خود توانسته اند بعنوان شاخه علمی مجزا ، رخ بنمایانند .

     در این میان ، ایران نیز خواسته یا ناخواسته در راستای جریانی جهانی قرار گرفته است . اشاعه سریع بهره گیری از فن آوری های نوین ارتباطی ، بسط و توسعه انواع رسانه های ارتباط جمعی ، راه اندازی مراکز متعدد آموزش های علمی و مهارتی و ... نمایانگر توجه جدی به حوزه علوم ارتباطات اجتماعی در ایران  است . از سویی دیگر به دلیل نوپا بودن این دانش در کشور ، هنوز بخش عمده ایی از رویه ها و فرآیند های آن نتوانسته با شرایط عمومی جامعه ، سازگار و بومی گردد. لذا توسعه و پویایی بیش از پیش آن ؛ الزام به انطباق با مختصات جاری فرهنگی- اجتماعی جامعه ایران دارد .

     از آنجایی که رسانه های ارتباط جمعی نقش موثری در فرهنگ پذیری اجتماعی و همسان سازی داده های جدید دارند ،خود نیز بهترین گزینه برای نهادینه سازی مفاهیم بومی شده ارتباطات در جامعه خواهند بود . شاید بتوان در بیانی جسارت آمیز ادعا کرد ابزار های ارتباطات اجتماعی مکلفند پیش از آنکه سایر ارزشها را شناسایی و در سطح لایه های مختلف جامعه  نهادینه سازند ، باید از خود شروع می کردند و جایگاه ؛ نقش و ابعاد خویش را منطبق بر ارزشهای اجتماعی تثبیت می نمودند .

     فصلنامه تحلیلی و پژوهشی فرهنگ رسانه که هم اکنون اولین شماره آن را پیش رو دارید ، براین اساس قصد دارد با نگرشی کارکردگرایانه ، تعامل و ارتباط مجموعه مفاهیم فرهنگ و ارتباطات را در بستری از  ابعاد اجتماعی بررسی کرده و نهایت سعی خود را در ارائه کلیاتی از وضع موجود مبذول داشته و چشم انداز  ارتباطات جمعی  در ایران را نیز به صورتی موضوع بندی شده به تصویر درآورد .  محتوای شماره های آتی این نشریه بر اساس بررسی تعاملات متقابل مولفه های ثابت تحت عناوین کلی فرهنگ و ارتباطات با مولفه های متغیری چون جامعه ، اقتصاد ، حکومت ، سیاست ، علم و فن آوری ، هنر و... شکل خواهد گرفت و هر شماره در برگیرنده یکی از موضوعهای فوق خواهد بود .  رویکردی که تا بدین روز کمتر از سوی سایر نشریات تخصصی علوم ارتباطات مدنظر قرار داشته است .

     اگر این مطلب را بعنوان سیاست راهبردی نشریه بپذیریم ، لذا این نشریه ماموریت خواهد داشت تا با بررسی تطابقی نقش و رویکرد رسانه های ارتباط جمعی در ابعاد متنوع جامعه ، فرآیندهای ارتباطی نظیر روابط عمومی ، تبلیغات و بازار یابی ، اطلاع رسانی الکترونیک و مطالعات افکار عمومی و رسانه ایی را کنکاش کرده و الگو های رفتاری جاری در مدل فرآیندهای ارتباطی را بدست آورد و در همین راستا با بررسی چالش ها ، تهدیدها ، فرصتها و ... در این مدل ،  وضعیتی شفاف از شرایط کنونی ارتباطات اجتماعی در ایران را استحصال و سعی در ارائه چشم اندازی واقع گرایانه بنماید. در هر صورت تحقق آرمانهای نشریه ، قطعاً در فضایی تعاملی بین کلیه صاحب نظران و پژوهشگران امکان پذیر خواهد بود .

     هم اینک که در ابتدای راه هستیم ، چشم به راهیم که همراهانی در این مسیر همراهمان شوند تا با اتکاء بر همت آنان، دشواری های فرآروی به لذت حضور در کنار هم ، مبدل گردد.

نگاه دوم - برای شماره اول : قطره ای از دریا

     یکی از عناصر مشترکی که در تمام تعاریف فرهنگ به چشم می آید ، مفهوم انتقال الگوها میان نسلهای متوالی است . براین اساس تمامی صاحب نظران معتقدند ؛ الگوهایی در بین نسلهای مختلف ، دست به دست شده و به تدریج در وجود آنها درونی می گردند و مصرانه بر معنای انتقال تاکید می نمایند . از سوی دیگر این معنا نیز بدون در نظر گرفتن ابزار انتقال دهنده ، وجودی عینی نخواهد داشت . لذا معتقدند رسانه در ذات انتقال و انتقال در وجود فرهنگ نهفته است .

      همزمان با پیدایش فرهنگ ، نیاز به رسانه نیز در انسان پدیدار گشت . اما نمیتوان به حیث قاطع گفت که کدامیک  اولین بوده اند . در طول حیات بشر ، تاثیر و تاثر و کنش متقابل این دو چنان در هم آمیخته بوده است که باز نمی توان تشخیص داد که کدامیک توانسته تاثیری بیشتر را بر دیگری بگذارد. این در حالی است که باید بپذیریم رسانه خود نیز جدای از فرهنگ نمی باشد و لذا اهمیت رسانه در این معنا ، بیش از گذشته قوت می گیرد . محققان بی شماری بر اساس تفکرات خویش سعی بسیار نمودند که نقطه آغاز و پایانی را در تعامل فرهنگ و رسانه بیابند و در نهایت تمام آن تلاشها باعث گردید ، پیچیدگی آنان بیشتر هویدا گردد. این روابط همچون کلافی است که هر چقدر سعی در گشودن آن شود ، گره هایش  محکمتر خواهد شد .

     با نگاهی دیگر به کنش متقابل فرهنگ و رسانه ؛ نکته ایی مهمتر از روشن شدن نقطه آغازین ارتباط دو سویه آنان پدیدار میگردد و آن مفهوم اعمال مدیریت بر روند تکاملی ارتباط آنان خواهد بود . اساساً فرهنگ از بین رفتنی نیست ؛ لیکن الگوهای رفتاری آن قابل تغییر است . این تغییرات که بر گرفته از خصوصیت پویایی فرهنگ است ، بطور مستمر در حال وقوع بوده و در صورتی که نتوان بر روند تغییرات آن ، کنترل و نظارتی اعمال کرد ؛ جامعه مواجه با طیفی از تغییرات تدریجی میگردد که رفته رفته در حرکتی زیر پوستی ، الگوهایی در آستانه درونی شدن را  به رخ می کشانند و ممکن است باعث بروز آسیب هایی جدی به بنیان های جامعه گردند .در این جریان قطعاً یکی از بهترین ابزارهایی که جامعه می تواند بدان واسطه مدیریت خود را بر روند تغییرات اعمال نماید ، همانی است که همزاد فرهنگ بوده و در روندی  پویا ، دوشادوش یکدیگر ، جامعه را تابه حال رهنمون کرده اند .

     رسانه های ارتباط جمعی ، در صورتی که توان تجزیه و تحلیل شرایط و مختصات کنونی جامعه را دارا باشند و با بهره گیری از قدرت تشخیص و تمیز بتوانند الگوهای مضر و مفید را شناسایی نمایند ، مسلماً خواهند توانست قدرت جامعه را در برابر آسیبهای مخاطره انگیز ارتقاء دهند و ضمن پاسخگویی به نیازهای روز جامعه ، با گامی جلوتر  به سوی آرمانهای اجتماعی ، نیاز های کمالگرایانه تری را برای جامعه بوجود آورند و آن را به سطح بالاتری از کرامات انسانی سوق دهند . در غیر این صورت این تیغ دو دم  خود نیز از کنترل خارج شده و برنده تر از هر تیشه ایی ، بنیانهای اجتماعی را مورد تهدید بیشتر قرار خواهد داد . همانی که میتوانست نجات دهنده باشد ، خود باعث اضمحلال جامعه می گردد. لذا میتوان گفت رسانه ای توانمند قادر خواهد بود همچون محافظی هوشمند الگوهای رفتاری آسیب زا را شناسایی و با ترویج جایگزین هایی مناسب ، تاثیرات سوء آنها را به حداقل رساند و اجتماع را ایمن کند .  بدین معنا ، رسالت و ماموریت رسانه ها و دین آنها به جامعه و فرهنگ ، تبلوری عینی می یابد .

     در این شماره از فصلنامه فرهنگ رسانه ، این موضوع را با حضور صاحب نظران به هم اندیشی نشانده ایم . باشد که بتوانیم قطره ای از دریای ژرف این معنا را چشیده باشیم.

قطره ، دریاست اگر با دریاست

ورنه او ، قطره و دریا ، دریاست

همراه بمانید...

مدیر مسئول

انتشار اولین شماره فصلنامه فرهنگ رسانه

 

به حول و قوه الهی و با تلاش همکاران عزیز ، اولین شماره فصلنامه فرهنگ رسانه  در بهار ۱۳۸۶ منتشر شد

در این شماره می خوانید :

 

  • قصه آرش کمانگیر و شقایق عشق ناصر بزرگمهر
  • قطره دریاست اگر با دریاست... مدیر مسئول
  • جامعه ، رسانه و تبادل فرهنگی گفتگو با دکتر محمد دادگران
  • نگاهی به فرهنگ و رسانه دکتر باقر ساروخانی
  • کنش متقابل فرهنگ و رسانه دکتر محمد صادق فربد
  • نقش مدیریت رسانه در متقاعد سازی مخاطب گفتگو با دکتر علی اکبر فرهنگی
  • نقش فرهنگ سازمانی در مدیریت رسانه دکتر علی گرانمایه پور

 

  • آشنایی با مفهوم تجارت الکترونیک و گسترش آن در ایران دکتر حجت ا.. ملا صالحی
  • بررسی نگرش روزنامه نگاران در خصوص ارتباط متقابل فرهنگ و رسانه گزارش
  • نظام آموزش روزنامه نگاری ، هماهنگ با نظام رسانه ایی کشور نیست گزارش
  • ضریب نفوذ پذیری رسانه های داخلی محدود به درون مرزهای کشور است گزارش
  • به یاد روزگاروصل احمد پاکزاد

در یادداشت مدیر مسئول آمده است :

 

دنیای علوم ارتباطات اجتماعی که کهکشانی از اطلاعات ، ابزارهای رسانه ایی و توده های اجتماعی است ؛ توانسته در چند دهه گذشته ، جذابیت های بسیاری را بیش از هر دوران دیگر برای انسان فراهم نماید . تا آنجایی که چند ده سال گذشته را دوران شکوفایی ارتباطات میدانند. مفاهیم ناشی از این دانش همانند رسانه ، روابط عمومی ، تبلیغات و بازار یابی آنچنان در لایه های متنوع زندگی بشری در آمیخته اند که عمده توجه متخصصان تولید فن آوری را معطوف به خود ساخته اند . اختراع و گسترش رایانه ، توسعه شبکه های جهانی ارتباطات و رویکرد جدید نخبگان به واژه  e در پس برنامه ریزی ها و تحت عنوان پسوند فعالیت های جدید اجتماعی ، اقتصادی ، آموزشی و سیاسی خویش ، نشان از اهمیت ، جایگاه و نقش این علم در دوره کنونی حیات بشر دارد ، تا آنجایی که   ابعاد متنوع این علم متکی بر توان پویای خود توانسته اند بعنوان شاخه علمی مجزا ، رخ بنمایانند .

     در این میان ، ایران نیز خواسته یا ناخواسته در راستای جریانی جهانی قرار گرفته است . اشاعه سریع بهره گیری از فن آوری های نوین ارتباطی ، بسط و توسعه انواع رسانه های ارتباط جمعی ، راه اندازی مراکز متعدد آموزش های علمی و مهارتی و ... نمایانگر توجه جدی به حوزه علوم ارتباطات اجتماعی در ایران  است . از سویی دیگر به دلیل نوپا بودن این دانش در کشور ، هنوز بخش عمده ایی از رویه ها و فرآیند های آن نتوانسته با شرایط عمومی جامعه ، سازگار و بومی گردد. لذا توسعه و پویایی بیش از پیش آن ؛ الزام به انطباق با مختصات جاری فرهنگی- اجتماعی جامعه ایران دارد .

     از آنجایی که رسانه های ارتباط جمعی نقش موثری در فرهنگ پذیری اجتماعی و همسان سازی داده های جدید دارند ،خود نیز بهترین گزینه برای نهادینه سازی مفاهیم بومی شده ارتباطات در جامعه خواهند بود . شاید بتوان در بیانی جسارت آمیز ادعا کرد ابزار های ارتباطات اجتماعی مکلفند پیش از آنکه سایر ارزشها را شناسایی و در سطح لایه های مختلف جامعه  نهادینه سازند ، باید از خود شروع می کردند و جایگاه ؛ نقش و ابعاد خویش را منطبق بر ارزشهای اجتماعی تثبیت می نمودند .

     فصلنامه تحلیلی و پژوهشی فرهنگ رسانه که هم اکنون اولین شماره آن را پیش رو دارید ، براین اساس قصد دارد با نگرشی کارکردگرایانه ، تعامل و ارتباط مجموعه مفاهیم فرهنگ و ارتباطات را در بستری از  ابعاد اجتماعی بررسی کرده و نهایت سعی خود را در ارائه کلیاتی از وضع موجود مبذول داشته و چشم انداز  ارتباطات جمعی  در ایران را نیز به صورتی موضوع بندی شده به تصویر درآورد .  محتوای شماره های آتی این نشریه بر اساس بررسی تعاملات متقابل مولفه های ثابت تحت عناوین کلی فرهنگ و ارتباطات با مولفه های متغیری چون جامعه ، اقتصاد ، حکومت ، سیاست ، علم و فن آوری ، هنر و... شکل خواهد گرفت و هر شماره در برگیرنده یکی از موضوعهای فوق خواهد بود .  رویکردی که تا بدین روز کمتر از سوی سایر نشریات تخصصی علوم ارتباطات مدنظر قرار داشته است .

     اگر این مطلب را بعنوان سیاست راهبردی نشریه بپذیریم ، لذا این نشریه ماموریت خواهد داشت تا با بررسی تطابقی نقش و رویکرد رسانه های ارتباط جمعی در ابعاد متنوع جامعه ، فرآیندهای ارتباطی نظیر روابط عمومی ، تبلیغات و بازار یابی ، اطلاع رسانی الکترونیک و مطالعات افکار عمومی و رسانه ایی را کنکاش کرده و الگو های رفتاری جاری در مدل فرآیندهای ارتباطی را بدست آورد و در همین راستا با بررسی چالش ها ، تهدیدها ، فرصتها و ... در این مدل ،  وضعیتی شفاف از شرایط کنونی ارتباطات اجتماعی در ایران را استحصال و سعی در ارائه چشم اندازی واقع گرایانه بنماید. در هر صورت تحقق آرمانهای نشریه ، قطعاً در فضایی تعاملی بین کلیه صاحب نظران و پژوهشگران امکان پذیر خواهد بود .

     هم اینک که در ابتدای راه هستیم ، چشم به راهیم که همراهانی در این مسیر همراهمان شوند تا با اتکاء بر همت آنان، دشواری های فرآروی به لذت حضور در کنار هم ، مبدل گردد.

تالار گفتمان فرهنگ رسانه

 

تالار گفتمان فرهنگ رسانه
(فضایی عمومی برای گفتمان در حوزه علوم ارتباطات اجتماعی)
به نشانی :
www.mediaculture.parsbb.com
راه اندازی شد.