بررسی لزوم انتشار روزنامههای ایران در روزهای تعطیل سرویس: جامعه اطلاعاتی
خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: جامعه اطلاعاتی
در حالیکه کارشناسان حوزه ارتباطات از تعداد کم مخاطبان روزنامهها در ایران گلهمندند و به اذعان همانها روزنامه در ایران مخاطبان خاص محدودی دارد، این سوال وجود دارد که چرا شریان اطلاعرسانی در ایام تعطیل که در کشور ما روزهای متعددی را شامل میشود، همچون تعطیلات طولانی نوروز، برروی همین عده محدود نیز بسته میشود؟ در حالیکه اکثر روزنامههای پرتیراژ و مخاطب جهان در تعطیلات آخر هفته نیز با شرایط خاص چنین روزی منتشر میشوند.
ادامه مطلب ...تمام تبلیغات ساختگی غرب، جنگ نرم است؛ جنگی برای کنترل و فریب اذهان. این بدان معنی است که هر شخصی که در جامعه ایرانی زندگی میکند اگر به دنبال حفظ خود از این جنگ روانی است، لزوماً باید گامهایی پر از احتیاط بردارد.
تبلیغات از جمله واژگانی است که برداشتهای متفاوت و گاه متعارض و متضاد از آن میشود. در یک سوی آن میتوان اطلاعرسانی و آگاهیبخشی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را مشاهده کرد که بر صفحه جراید، مطبوعات، صفحات وب یا تصاویر تلویزیونی یا بر روی امواج رادیویی نقش میبندد و در سوی دیگر بزرگنمایی یا کوچکانگاری و فریب و دگرگونسازی حقیقت و ارائه چهره وارونه از واقعیت را به نظاره نشست.
تبلیغات فرصتی به دست کارگزار و مجری میدهد که با بهرهگیری از تکنیکهای خاص رسانهای اهداف خود را تحقق بخشد.
چندی پیش همکاران عزیزمان در انجمن متخصصان روابط عمومی بسته پیشنهادی اعتلای روابطعمومی را تدوین کرده و منتشر نمودند. بدین جهت این حقیر نیز با استقبال از اقدام این همکاران، نامهای را خطاب به رییس محترم آن انجمن نوشتم که در ادامه آورده میشود.
در این مکتوب تلاش کردم با طرح پیشنهاد تأسیس سازمان نظام روابط عمومی کشور، همانند نمونههای ایرانی آن که در سایر رشته ها و صنوف فعالانه در جهت اعتلا حرفه خویش میکوشند، راهبرد خروج از رکود و اعتلای نهاد روابط عمومی را مطرح نمایم.
اینک توجه شما را به متن این پیشنهاد جلب میکنم:
برادر ارجمند جناب آقای سید محسنی
رییس محترم انجمن متخصصان روابطعمومیایران
باسلام و احترام
بازگشت به نامه شماره 198/89 مورخ 3/6/89، ضمن تشکر از ارسال نشریه وزین آن انجمن، یکی از موضوعاتی که توجه اینجانب را به خود جلب نمود، موضوع «بسته پیشنهادی اعتلای روابطعمومی در ایران» بود. این مطلب را به دقت خواندم، لیکن مواردی به ذهن خطور نمود که مناسب دیدم آنها را به استحضار شما برسانم:
1- بطور کلی هرگونه برنامهای که پیشنهاد میگردد، اساساً میباید دارای پشتوانه اجرایی و الزامات قانونی باشد. همانگونه که مسبوق به سابقه هستید، اینگونه بستهها (هرچند کوچکتر) پیش از این از سوی مراجع مختلف ارائه شده است لیکن تجربه، نشان از عدم توفیق آنها داشته است. در این بیانیه به درستی اشاره گردیده که قانون جامعی برای تعالی روابطعمومی نیاز است. اما به واقع مرجع قانونی تهیه چنین لایحه یا طرحی کدام دستگاه است؟ این طرح در کجا باید به تصویب برسد و به طور کلی مسئولیت نظارت بر حسن اجرای آن بر دوش چه مرجعی خواهد بود؟
به این نکته باید توجه گردد که اگر هریک از وزارتخانهها بخواهند مسئولیت آن را بر عهده بگیرند، به دلیل گستردگی نهاد روابطعمومی در تمامیدستگاههای اجرایی، بخشهای دولتی، عمومی، خصوصی و تعاون آیا امکان اعمال نظر توسط یک وزارتخانه وجود خواهد داشت و آیا نظام بروکراسی اداری حاکم از توان و انعطاف لازم برای تمکین برخوردار خواهد بود؟
مسلماً فعلاً نمیتوان برای پاسخ به این پرسشها، جوابهایی مطمئن یافت.
2- از سوی دیگر تجربه ورود وزارتخانهای همانند وزارت ارشاد به مقولههای متناظر همچون حرفه روزنامه نگاری، انتشارات و تبلیغات، تجربه مثبتی نیست. همکنون ملاحظه میگردد پس از سالها تلاش، هنوز قانون جامعی برای روزنامهنگاری و تعیین صلاحیت برای اشتغال به حرفه خبرنگاری وجود ندارد، قانون مطبوعات فعلی بیشتر مسئولیت نشریات را تبیین نموده که قطعاً همان هم کامل نیست. در عرصه تبلیغات نیز وضعیت بهتر از این نیست.
بدین لحاظ احتمال ورود به چرخه باطل برای روابطعمومی هم وجود دارد، مگر اینکه از تجارب پیشین بهره ببریم.
3- به نظر میرسد موضوعهایی نظیر جایگاه سازمانی مدیران روابطعمومی، مأموریت و وظایف آنها، توجه به امر پژوهش و بهرهگیری از فنآوریهای نوین هرچند که دارای اهمیت بسیاری است، اما علتالعللی دیگری دارند که برای اصلاح و تعالی نهاد روابطعمومی در کشور، میباید بنیان و شالوده را اصلاح نمود.
شالوده روابطعمومی بر ستونهایی استوار است و طبیعی است اگر بخواهیم بنایی فاخر و مستحکم بنا کنیم، باید این ستونها به درستی طراحی، مکانیابی و اجرا شوند:
ستون اول به حضور کارگزارانی متخصص، آموزش دیده و متعهد به اصول اخلاقی و حرفهای روابطعمومی در مسئولیتهای مختلف، مرتبط میباشد. کسانی که توانسته باشند از مسیر احراز صلاحیت به درستی عبور کرده و تداوم حیات شغلی خود را بر پایه حفظ همان ارزشهایی بدانند که بدان واسطه محرز گردیدهاند.
ستون دوم به استقرار باور فکری متعالی در نظامهای اداری بر میگردد که بدین واسطه سازمان (شامل تمامی انواع آن) به اعتقاد به اصل «بقا»، به حضور روابطعمومی دانشمحور و عملگرا ایمان داشته و نبود آن را اخلالی برای تداوم حیات و بقایش بداند. بیشک در شرایط کنونی بخش خصوصی بیش از سایر بخشها چنین معنایی را درک میکند.
پشتوانه قانونی قدرتمند، تعیین و ایجاد نهادی صالح برای اجرای قانون و حضور دستگاهی نظارتی، ستون سوم این شالوده خواهند بود.
4- با عنایت به مواردی که مختصراً آمد، معتقدم برای تعالی روابطعمومی، میتوان به مفهومیچون «سازمان نظام روابطعمومی» توجه نمود. تجربه موجود در کشور هم مؤید کارا بودن آن است. همکنون در عرصههای پزشکی، مهندسی ساختمان، دامپزشکی، پرستاری، کشاورزی، حقوقی، مالی و... چنین سازمانهایی وجود دارند. هرچند که هنوز نتوانستهاند به سقف آرمانهای خویش برسند، ولی مسیری که برای تعالی حرفه خویش پیمودهاند، بسیار جلوتر از نهاد روابطعمومی است.
در پایان برای حضرتعالی و سایر همکاران، آرزوی توفیق و سربلندی دارم و به عنوان سربازی در روابطعمومی سرزمینم، آماده همکاری و مشارکت در اجرای چنین برنامههایی میباشم.
با ارادت
احمد پاکزاد
شهریور ۱۳۸۹
منبع:
رسانهها- مهتاب خسرو شاهی: شاید وقتی برای نخستین بار مردم با رادیوهای ترانزیستوری، نوع جدیدی از رسانه را شناختند (هر چند پیش از آن نیز با روزنامه و مجله آشنا شده بودند) هیچ کس تصور نمیکرد رسانهها، چنان با زندگی مردم پیوند بخورند که زندگی، بدون آنها برای ما غیرممکن باشد.
در واقع اکنون رسانهها به چنان جایگاهی رسیدهاند که نه تنها خوراک فکری مردم را فراهم میکنند، بلکه بر تفکرات و در نتیجه بر زندگی جوامع دیگر نیز تاثیر میگذارند. این تاثیر در مسائلی که با زندگی مردم پیوند بیشتری دارد و مردم به آن اقبال بیشتری نشان میدهند، صد چندان است. ارتباطات و نقش رسانه در ارتقای سطح سلامت روحی-روانی افراد جامعه و ارتقای سطح کیفی زندگی یکی از همین مباحث مهم است.
رسانهها مکلفند با بررسی موشکافانه آنچه که در پیرامون و درون جامعه روی میدهد، آن دسته از عناصر بینشی یا الگوهای رفتاری که علیرغم هنجار گونه بودن، دارای پیامدهای منفی برای استمرار حیات اجتماعی هستند را شناسایی و با برخوردی هوشمندانه، ضمن تبیین قبح و تبعات منفی آنان، الگوهای فرهنگی مناسب با پیامدهای مثبت و در راستای تداوم حیات پویا جامعه را ترویج نمایند.
بدین منوال است که دامنه فعالیت رسانهها، با نگاهی کلنگرانه و فارغ از زمینه تخصصی ایشان، به تمای لایههای اجتماعی تسری مییابد، به نحوی که جامعه از این نهاد خودساخته خویش، انتظار دارد.
گستره موضوعی «سلامت اجتماعی»، در هر دو بعد روانی و جسمی نیز یکی از همان حوزههایی است که رسانهها به شکلهای گوناگون به آن میپردازند. فرآیند رسانهای آنها چه در قالب روشهای معمول گزارشی، خبری و تحلیلی باشد و چه به صورت آگهی و تبلیغات، طرحریزی و ارائه گردد، در هر صورت، متضمن ایفای نقش رسانهها در حفظ و پویایی سلامت اجتماعی خواهد بود.
ترویج الگوهای بینشی و رفتاری مصرف مواد غذایی سالم و با کیفیت که ارتباط مستقیم با سلامت افراد و جامعه دارد، به طور مداوم دست مایه فرآیندهای رسانهای قرار میگیرد. اما برخی کارشناسان و صاحبنظران علوم تغذیه معتقدند؛ دقت نظر کافی بر تدوین و انتخاب پیامهایی که بدین روش ترویج میگردند، وجود ندارد. این کارشناسان همچنین معتقدند، رویکرد «غذای سالم» و «تغذیه مناسب» مبتنی بر روشهای علمی، در برنامههای اطلاعرسانی انواع رسانهها دیده نمیشود و در این میان بخش عمدهای از قصورهای رخ داده در مفهوم کلی «تغذیه مناسب» را متوجه رسانهها میدانند.
با توجه به انتقادهای زیادی که از سوی این گروه از کارشناسان تغذیه به رسانهها مطرح میگردد، برآن شدیم در این شماره از«فرهنگرسانه» و قبل از پرداختن به طرح باید و نبایدهای این حوزه مفهومی، با یکی از صاحبنظران دانش ارتباطات به گفتگو بنشینیم تا نظر وی را در خصوص موضوع نیز جویا گردیم.
«دکتر علی گرانمایهپور» استاد دانشگاه و دانشآموخته رشته علومارتباطات اجتماعی و صاحبنظر در امور رسانهها، به پرسشهای «فرهنگرسانه» اینگونه پاسخ میدهد:
گفتگو با دکتر علی گرانمایهپور، متخصص علوم ارتباطات اجتماعی و استاد دانشگاه
منبع: فصلنامه تحلیلی و پژوهشی فرهنگ رسانه/شماره3/تابستان1387