آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 10 مرداد ماه سال 1386

روزنامه‌نگاری - دکتر محمد عطاران*:

امروز در کنار روزنامه نگاری مکتوب روزنامه‌نگاری اینترنتی به سرعت در حال رشد و گسترش است و اغلب روزنامه های معتبر جهان علاوه بر نسخه مکتوب دارای نسخه‌های دیجیتالی‌اند و رقابت این دو نسخه مکتوب و دیجیتالی به در حال گسترش است به صورتی که بسیاری از روزنامه های معتبر جهان از راه تبلیغات نسخه اینترنتی خود در آمد های کلانی کسب می کنند. این نشان دهنده آن است که نسخه دیجیتالی به همان میزان نسخه های مکتوب خواننده دارند، بلکه در مواردی گوی سبقت را از اسلاف خود برده اند. روزنامه های اینترنتی امروزه دچار تحول عمیق تری شده اند و به روزنامه های چند رسانه ای بدل شده اند. در این مقاله پس از بیان تاثیرات فناوری های دیجیتالی در فرهنگ، مشخصه های فرهنگ یادگیری و آموزش در نظام آموزش و پرورش ایران ارائه می شود  و سپس به عناصری از این فرهنگ که کاربر ایرانی را مهیای پذیرش روزنامه های چند رسانه ای می کند اشاره می شود و در نهایت  در باره مولفه های فرهنگ یادگیری فراگیرندگان ایرانی که در پرتو روزنامه های چند رسانه ای تغییر می کند ، بحث خواهد شد.
در سال های اخیر فرهنگ و آداب و سنت های آدمی بر اثر ورود فناوری های دیجیتالی در معرض تغییر و تحول است. البته این تغییر و تحول پدیده ای نو نیست و هر فناوری تازه ای آثار خود را بر فرهنگ انسان می گذارد. ولی تحولات ناشی از ارتباطات رایانه ای به گونه ای است که برخی آن را انقلاب  بر شمرده اند. انقلابی که تمام شئون زندگی بشر را متاثر خواهد کرد. پاره ای از اندیشمندان معتقدند که این انقلاب موجد تمدنی جدید خواهد شد و آن را انقلاب اطلاعاتی نام نهاده اند. (رجایی، فرهنگ، 1380، ص13)
انقلاب مذکور در کار، یادگیری، تفریح، نحوه گذران اوقات فراغت، آموزش، تجارت و همه ارکان زندگی بشر تحول ایجاد کرده است. مثلا فناوری های نو در پرتو ارتباطات رایانه ای تمایر میان کار و اوقات فراغت را محو کرده است. به بیان دیگر رابطه ی رایانه ای آن گونه است که کار خانه و سرگرمی را در یک نظام پردازش با یکدیگر مرتبط می کند مشاهدات مقدماتی پنی گرشتاین در رساله ی دکترای خود نشان می دهد، مردمی که در منزل از رایانه استفاده می کنند، گرچه از خود اتکایی در مدیریت زمان و مکان لذت می برند، از فقدان تمایز میان کار و اوقات فراغت، خانواده و تجارت و شخصیت و کار کرد ناراحت هستند. در قالب فرضیه ای می توان گفت که همسانی تجربه در یک رسانه به نوعی تمایز نهادی قلمروهای فعالیت را مخدوش می سازد و در مورد شیوه ی رفتار سردرگمی ایجاد می کند (همان، ص 418 – 417)
در دوران قبل که شغل اصلی مردم کشاورزی بود، تمایز اندکی میان  زمان کار و اوقات فراغت  وجود داشت. هنگامی که افراد در مزرعه کار و زندگی می کردند، خانواده ها قادر بودند، نیازهای خانواده و کار شان – هر دو رابرآورده سازند. انقلاب صنعتی به این وضعیت خاتمه بخشید و اوقات فراغت معنی و مفهوم یافت، ولی اکنون بار دیگر در کشور های صنعتی پیشرفته بسیاری از افراد مشاغلی را بر عهده دارند که لزومی برای تعیین وقت خاص برای آن نیست. در واقع در اقتصاد دیجیتالی، کار باید 24 ساعته ادامه یابد، چون حتی در اواخر شب، از نقطه ای روی کره ی خاکی مشتری به سراغتان می آید. نمونه ای از این موقعیت را کلارک دارد. او در اداره اش زندگی می کند. دو سال پیش، شرکت او که در زمینه ی تحقیقات اینترنت و طراحی وب فعالیت می کند، توسعه یافت و او ساختمانی در میلواکی خرید. شصت و پنج کارمند او همه ی این فضا را نیاز نداشتند. لذا کلارک و شوهرش برای زندگی به طبقه پنجم ساختمان منتقل شدند. کلارک می گوید:"گاه روزهای متوالی من ساختمان را ترک نمی کنم."
کلارک نمونه ی افراطی کسانی است که کار و زندگی را با هم آمیخته اند؛ کسانی که اگر در اداره نباشند، از خانه، ماشین یا هتل محل اقامت خود کار را ادامه می دهند. شرایط جدید مفهوم محیط کار را کاملا” وسعت بخشیده و تصور اوقات فراغت را کم رنگ کرده است. در کشور هایی مانند آمریکا، زوج های جوان در مقایسه با سال 1969، 770 ساعت بیش تر کار می کنند. ابزارهایی که تصور می شد فرد را از زنجیر میز کارشان رها کند. چنان آن ها را به کار پیوند داده است که یک دهه قبل تصور آن نمی شد. جان سیولا نویسنده ی کتاب  حیات کار می گوید: ابزارهای اطلاعاتی، بند ناف الکترونیکی محیط کارند (Wellnen & Alison Stein، 1.1).

مفهوم فرهنگ و تاثیرات فناوری‌های دیجیتالی بر آن
فرهنگ مجموعه روش های مشترک زندگی مردمی خاص است و چگونگی اندیشیدن و، عمل و احساس آن ها در اموری مانند مذهب، قانون، زبان ، هنر و آداب و رسوم و چیز های مادی نظیر خانه ها، لباس ها و وسایل شامل می گردد.(نلر، جرج، ترجمه آهنچیان و قائدی، 1379ص4)
به نظر نلر آموزش و پرورش در حکم نظام آموزشگاهی یکی از موسسات فرهنگ آموزی به حساب می آید(همان ص15) و برای درک قابلیت های مدارس و شناخت عوامل خنثی کننده کار کرد مدارس باید آموزش را در بستر فرهنگ همچون کل بنگریم(همان ص17)
در سال های اخیر انسان شناسان کمک کرده اند تا از منظر فرهنگ به آموزش و پرورش نگریسته شود. برخی از متفکران تعلیم و تربیت نیز توجه خود را به این جنبه از نهاد آموزش و پرورش معطوف کرده اند و فرهنگ را به عنوان چتری که نهاد آموزش و پرورش در سایه آن می بالد و می گسترد تعریف کرده اند . موضوعاتی مانند فرهنگ یادگیری، فرهنگ کلاس، فرهنگ برنامه درسی از موضوعات جدیدی هستند که به عرصه علوم تربیتی وارد شده اند. یکی از معروفترین متخصصان این قلمرو جروم برونر  (1996) است که در کتاب خود فرهنگ تعلیم و تربیت  به کند و کاو در این مقوله پرداخته و در باره برنامه درسی در ذیل مفهوم فرهنگ مطالبی نگاشته است. برونر نشان می‌دهد که چگونه برنامه درسی اعتقادات فرهنگی و  سنت‌های محلی را همانند ارزش‌ها و سازمان سیاسی و اجتماعی، منعکس می‌کند. به نظر وی با استفاده از چشم باز فرهنگی، می‌توانیم برنامه درسی را  نه تنها به عنوان یک محتوا یا موضوع بلکه به عنوان مجموعه‌ای از پویایی‌های درهم‌بافته شده ببینیم. مفهوم سازی برنامه درسی همچون فرهنگ، به ما تعلیم می‌دهد که به نظام‌های اعتقادی، ارزش‌ها، رفتارها، زبان، نظرات هنری، محیطی که تعلیم و تربیت در آن رخ می‌دهد، روابط قدرت و مهمتر از همه، به هنجارهایی توجه کنیم که بر ادراک ما در مورد درست و نادرست تاثیر می گذارد.
 
بر این اساس می توان از فرهنگ یادگیری و آموزش در نظام آموزش و پرورش ایران همانند سایر کشور ها سخن گفت، فرهنگی که دارای مشخصه های منحصر به فرد خود است. این مشخصه ها در مطالعات مختلف بیان شده است مثلا در مطالعه ای که تویوکو موریتا  محقق ژاپنی در باره تفاوت فرهنگ یادگیری مدارس ایران و ژاپن انجام داده است نشان می دهد که معلمان ژاپنی دانش آموزان خود را بر اساس توانایی آن ها در نوشتن ارزیابی می کنند، در حالی که معلمان ایرانی بر توانایی کلامی دانش آموزان در پاسخگویی به پرسش های کلاس درس اصرار دارند. این محقق ژاپنی در گزارش خود آورده است که مدارس ایران بر حفظ متن های درسی تاکید دارند و برای او جای تعجب است که دانش آموزان ایرانی متون ادبی، تاریخی و علمی را بدون نگاه به کتاب های درسی بازگویی می کنند و از حفظ آن ها را بیان می کنند. به نظر وی معلمان ایرانی به توانایی گفتار دانش آموزان بیش از توانایی نوشتن آن ها اهمیت می دهند. تفاوت دیگری که تویوکو موریتا میان فرهنگ یادگیری مدارس ایران و ژاپن ذکر می کند یادگیری گروهی است. در ژاپن از کلاس اول ابتدایی تا دانشگاه یادگیری در گروه صورت می گیرد، در حالی که در ایران گرچه پاره ای از مدارس به فعالیت گروهی توجه می کنند ولی در هنگام ارزیابی دانش آموزان به صورت انفرادی آن ها را ارزیابی می کنند حال آن که در ژاپن ارزیابی نیز به صورت گروهی انجام می شود.(تویوکو موریتا، مقاله ارسالی برای همایش ششم انجمن مطالعات برنامه درسی ایران،1385)
سبک یادگیری مذکور از دوره آموزش عمومی به دانشگاه منتقل شده است. مطالعات  نشان می دهد که به طور سنتی آموزش های ابتدایی، متوسطه و عالی ما بر حفظیات تکیه داشته و شرایط و فرهنگ آموزشی موجود برای خلاقیت نقشی در نظر نگرفته است. بخصوص در نظام آموزشی ما برای نوشتن که یکی از ابزار های مهم خلاقیت است اهمیتی لحاظ نشده است و دانشجویان ما در دوره آموزش عالی توانایی نوشتن و نظام بخشی به ایده های ذهنی خود در قالب مکتوب را ندارند (حسرتی، مصطفی 1384). 
مطالعات کلاین برگ و همکاران او (1979) و سندمن-گی(1995) نیز نشان دهنده فرهنگ  و سبک یادگیری متفاوت دانشجویان ایرانی است. این مطالعات نشان می دهد که دانشجویان ایرانی در پرسش کردن و طرح سوال، کند و آهسته عمل می کنند اما در زمینه پذیرفتن ایده هایی که می آموزند و به خطر سپردن و جفظ کردن آن ها _ به خصوص جزییات پر آب و تاب- سریع هستند. (سندمن-گی 1995 به نقل از فاضلی،نعمت الله 1382)  این مطالعه نشان دهنده آن است که عنصر تعامل آن هم به صورت گروهی و نقاد در فرهنگ آموزش و پرورش ایران چندان مورد توجه نیست و بلکه فرهنگ یاد دهی و یادگیری در ایران فاقد این مشخص است.

تحولات فرهنگ یادگیری و آموزش بر اثر تحولات فناوری‌های دیجیتال
فناوری‌های دیجیتالی بخصوص فناوری های رایانه ای به تدریج فرهنگ ما را تبدیل به فرهنگ بصری کرده است.، اسکات لش  در فصل هفتم کتاب «جامعه شناسی پست مدرنیسم» (1382) با عنوان «گفتار یا شکل: پسا مدرنیسم همچون نظام دلالت» استدلال می کند که مدرنیته دوره گفتار بود و دوره پسامدرن حاضر عصر فیگورال یا شکل است.  اگر در گذشته انسان به کمک واژه ها و کلمات می اندیشید و احساس می کرد، در دنیای پسامدرن امروزی به کمک ایماژها ، تصاویر و اشکال ارتباط برقرار می کند و می اندیشد. او می گوید فرهنگ پسامدرن نظامی فیگورال  را به نظام گفتاری ترجیح می دهد و معنادار بودن از طریق شکل ها بیش از آن که به کلمات مربوط باشد، معناداری بر وجه شمایلی است. از اینرو،  چشم اهمیت فوق العاده ای در دنیای پسامدرن پیدا کرده و همه ی ما بخصوص دانش آموزان و نوجوانان با صور و اشکال بهتر ارتباط برقرار کنند .در عصرهای پیشین همه رسانه ها در خدمت گفتار بودند و منبر، خطابه، کتاب، و متن مکتوب بطور کلی بسیار اهمیت داشت. بدین ترتیب. رسانه هایی که برای تولید کلمات بود مانند مطبوعات و صنعت نشر اهمیت داشتند. حتی ماقبل و ما بعد تاریخ بر اساس تاریخ ابداع خط تعریف می شود.  یعنی شروع تاریخ، زمان ابداع  خط است. اما اکنون به نظر می رسد دنیای خط به پایان رسیده و  دنیای تصویر شروع شده است. یکی از کار کرد های مهم رایانه در کلاس درس و  زندگی ما برقراری ارتباط تصویری است. هیچ ابزار دیگری به اندازه  رایانه قدرت و قابلیت بصری ندارد. درگذشته فقط بچه ها ارتباط بصری برقرار می کردند و با تصویر می اندیشیدند. به نظر می رسد به دوران کودکی خودمان بر می گردیم و به این نتیجه می ر سیم که گویا کودکان راه درست تری برای فکر کردن و خلاقیت ،تولید و اندیشیدن می روند. (فاضلی، نعمت الله، 1386)
روزنامه‌نگاری چند رسانه‌ای: فناوری نو در عرصه ارتباطات
از روزنامه نگاری چند رسانه ای تعاریف مختلفی به عمل آمده است که نقطه مشترک همه این تعاریف استفاده بیش از یک رسانه برای خبر و گزارش رویداد هاست.
اگرچه نام های مختلفی همچون روزنامه نگاری تقاربی ، روزنامه‌نگاری فلش   نیز به جای روزنامه‌نگاری چند رسانه ای مورد استفاده قرار می‌گیرد اما مفهوم روزنامه ‌نگاری چند رسانه ای به سمت یک روزنامه‌نگاری بسته ای یا آنچه بسته چند رسانه ای خوانده می‌شود، متحول می‌ گردد و تعریف یک بسته چند رسانه ای نیز عبارت است از ادغام بیش از یک رسانه مرتبط با رویداد و گزارش همراه با تعامل با مخاطب. (صباغیان،علی، 1386)
همه تعاریفی که از روزنامه نگاری چند رسانه ای یا بسته چند رسانه ای به عمل آمده به رغم اختلافاتی که بین آنها وجود دارد بر ترکیب حداقل بیش از یک رسانه و یا چند رسانه گوناگون با وجود عنصر تعامل با مخاطب تاکید شده است که البته چگونگی ترکیب عناصر رسانه‌های مختلف اعم از رسانه‌های ایستا همچون متن ،عکس و گرافیک که به طور سنتی در رسانه های نوشتاری مورد استفاده بود و یا عناصر رسانه ای پویا همچون صوت و تصویر که در رسانه ای شنیداری و دیداری مورد استفاده قرار می گرفت در بسته چند رسانه ای اهمیت خاصی دارد و هرکدام از آنها می تواند به اقتضای مورد اشکال مختلفی در ترکیب بسته بگیرد.

نسبت فرهنگ یاددهی – یادگیری و روزنامه‌نگاری چند رسانه‌ای
نیل پستمن  معتقد است که پذیرش فناوری های الکترونیک بخصوص تلویزیون، در جامعه و به تبع آن در مدرسه ، بدون تفکر صورت پذیرفته است. تلویزیون بر مبنای تصویر عمل میکند، بنابراین نیازمند توجه احساسی است. حال آنکه نوشتن کلمات بر مبنای تعامل و تفکر صورت می گیرد. وجود تلویزیون در کلاس باعث می شود تدریس به تفریح عوامانه تقلیل یابد. حامیان رایانه  این نظر را در باره کامپیوتر نمی پذیرند و می گویند: رایانه  با تلویزیون متفاوت است. به نظر او رایانه ها اغلب ساختار نمایشی را بر ساختار ادبی غالب می کنند. در برخی فیلمهای طبیعی و به منظور تاثیر بیشتر ،حیوانات دوست انسان معرفی می شوند و گاهی نیز واقعیات علمی دگرگون می شوند.
 
به نظر پستمن اختصاص فرصت بیشتر برای دستیابی به اطلاعات، جایگزین تفکر در باب معنی اطلاعات می شود. او معتقد است که اطلاعات در کتاب ها بطور دقیق انتخاب شده اند و بطور منطقی به آموزش سلسله مراتب دانش کمک می کنند ولی اطلاعات الکترونیکی اینچنین نیستند. دستیابی آسان به اطلاعات دانش آموزان را از رنج تحقیق و پذیرش انتقاد ، آزاد می کند ولی در عین حال وقت آنها را صرف تفکر نمی کند به نظر او ممکنست تعلیم و تربیت رایانه ای دانش آموزان را در نظام  بوروکراسی صاحب شغل گرداند ، ولی لزوما از آنها شهروندانی با تفکر انتقادی نمی سازد به صورتی که بتوانند در نظامی دموکراتیک مشارکت کنند.. (همان)
به نظر بلکر  (1999) در اینترنت تصاویر یکی پس از دیگری و بلا فاصله در صفحه نمایش ظاهر می گردند و همین امر باعث می شود حس بصری دانش آموز تقویت و در مقابل، حواس دیگر او مورد غفلت واقع شود. بعبارت دیگر به زعم او در ارتباط اینترنتی همه ابعاد حسی دانش آموز پرورش نمی یابد و او به لحاظ حسی تک بعدی بار می آید. آگوستینا (1997) با تشریح نوع تعامل دانش آموز در حین استفاده از  فناوری  اطلاعات، بر وجود چنین پیامد منفی تاکید دارد. او جهانی را که از دریچه  فناوری  نمایان می شود جهان خرد   می نامد و می نویسد:
به دلیل مشخصه ناشناختگی جهان خرد،  تجربه به بعد بصری ، تقلیل می یابد و در ساده سازی بیشتر، تجربه بصری بر تجربه تصویر اشیا تقلیل می یابد. این ساده سازیها ،پوشیدگی و فراموشی سریع ابعاد حذف شده را ممکن می سازد، پس توانایی ما نیز در تجربه این ابعاد در زندگی بطور عام، تضعیف خواهد شد » (آگوسیتنا، 1997، ص 13)   
رویکرد دیگر در برخورد با روزنامه نگاری چند رسانه‌ای توجه به عناصری است که در روزنامه نگاری چند رسانه ای موجب تحولات فرهنگ کاربر ایرانی خواهد شد. عنصر مهم در روزنامه نگاری چند رسانه ای ، عنصر تعامل است. خواننده روزنامه مکتوب فرصت هایی برای تعامل با نویسندگان روزنامه دارد و نظرات خواننده به صلاحدید مدیران نشریه می تواند در صفحات مخصوص به صورت کلی در کنار نظرات دیگران منتشر شود. در حالی که روزنامه های چند رسانه ای و به طور عام روزنامه های اینترنتی با امکان قراردادن فرصت برای خوانندگان خود برای نظرات خوانندگان موجبات تعامل، اظهار نظر و نقد و ارزیابی را فراهم می کنند. نمونه آن مقاله ای است که شرق‌الاوسط درباره عربستان و نقش آن در تروریزم بین‌المللی در یکی از شماره های اخیرخود منتشر کرد و در اولین ساعات به سرعت با نظرات وسیع خوانندگان  در ذیل آن مواجه شد. (صباغیان 1386)
 
ویژگی تعامل در  بسته چند رسانه ای به معنای تعامل با مخاطب مهمترین ویژگی این بسته و تفاوت رسانه‌ای چند رسانه ای در دوران قبل از وب و دوران بعد از وب است. این تعامل و ارتباط مخاطب با رسانه معمولا از طریق تعبیه فرم‌های نظرسنجی، تست،  پرسشنامه، ای میل، و ایجاد زمینه مباحثه در تالارهای گفتگو، چت، اعلام نظر و انتشار مطلب در روزنامه چند رسانه ای صورت می گیرد. (همان) این فرصت فقط بیان رای و نظر نیست بلکه قرار گرفتن در معرض آرای دیگران و نقد خود است که موجب رشد تفکر انتقادی می شود و این برای کاربران ایرانی می تواند فرصتی باشد که به تدریج موجب تغییر فرهنگ یادگیری او شود و در مباحثات و گفت و گو ها بتواند فعال تر و پویا تر و با روحیه انتقاد و پرسشگری شرکت کند. به عبارتی اگر روزنامه چند رسانه ای را فرصتی برای دسترسی به اطلاعات و یادگیری بدانیم حرکت از یادگیری خطی به یادگیری غیر خطی در فضای روزنامه ی چند رسانه ای خواهد بود و نویسنده و خواننده هر دو در ساخت نوشتار سهیم خواهند بود و این درست خلاف نکته ای است که پستمن و همراهان او بر آن تاکید دارند.
نکته دوم آن است که چنانچه پیش از این اشاره شد در فرهنگ یادگیری ایرانی گفتار بر نوشتار غلبه دارد. از این منظر روزنامه چند  رسانه ای چون از مدیا های مختلف از جمله فیلم و صدا استفاده می کند واجد حسن است و کاربر ایرانی در مواجهه با این شکل از روزنامه نگاری جدید احساس انس بیشتری می کند چون گفتار در فرهنگ او نقش و برجستگی ویژه ای دارد و خواننده ایرانی که با فرهنگ مکتوب آشنایی کمتری دارد و شمارگان روزنامه های مکتوبش دارای نسبت قابل توجهی در مقایسه با جمعیت تحصیلکرده آن نیست از طریق مدیا های دیگری به جز متن مکتوب در معرض خبر و اطلاعات قرار می گیرد که برای او مالوف و مانوس است و این برای کاربر ایرانی از جمله مزایای روزنامه نگاری چند رسانه ای محسوب می شود.

*دکتر محمد عطاران عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت معلم
سردبیر مجله رشد مدرسه فردا (نشریه آی. تی برای معلمان

http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=28785

یکشنبه 1 بهمن ماه سال 1385
 

آیا دنیای آنلاین بر روزنامه های چاپی غلبه می کند؟

جام جم آنلاین 

می گویند پایان روزنامه ها فرا رسیده است؛ یعنی دیگر کسی روزنامه نمی خواند.
    نتایج نظر سنجی ها در کشور های پیشرفته ای که اینترنت در آنها فراگیر شده نشان می دهد مردم بیشتر دوست دارند اخبار را در سایت های خبری آنلاین دنبال کنند تا روزنامه های چاپی و اینکه، دنیای آینده ، دنیای روزنامه های آنلاین است.
    اما آیا براستی دومین رسانه بزرگ دنیا پس از تلویزیون ، در حال نابودی است؟ یعنی خریدن روزنامه از کیوسک به یک خاطره در گنجینه افکار پیرمردها تبدیل می شود؟ راستی اگر روزنامه ها به محاق بروند چه می شود؟ و اگر این شایعه راست باشد تا چند سال دیگر تحقق می یابد؟ آیا کسی هست که بگوید ما با یک شایعه طرفیم یا واقعیت؟ آیا روزنامه های انلاین همه نیاز های ما را جواب خواهند داد و آیا هیچ نیازی باقی نمانده است تا روزنامه های چاپی به آن پاسخ دهند.
    تحلیلگران و مدیران رسانه ای انگلیس می گویند هنوز روزنامه نگاری با کیفیت را باید در روزنامه های چاپی جستجو کرد و حتی معتقدند عمده آنچه در اینترنت به نام اخبار ارائه می شود روزنامه نگاری با کیفیت نیست ؛ بلکه روزنامه نگاری انگلی است که استقلال و هویت روزنامه نگاری موجود در روزنامه های پر محتوا مثل گاردین ، ایندیپندنت و دیلی میل را ندارد.
    با این همه نمی توان این حقیقت را نیز نادیده گرفت که عصر پادکست‌ها، بلاگرهای منطقه جنگی و سایر منابع اطلاعاتی بی‌شمار آنلاین، روزنامه‌ها را حقیقتا با بزرگترین چالشی که تاکنون داشته‌اند مواجه کرده است و اگر روزنامه ها فکر درستی برای بقای خود نکنند با اینده ای نامعلوم دست به گریبان خواهند بود.
    اما چگونه باید با این چالش کنار آمد؟ آیا اینده محتوم زوال ، در انتظار روزنامه های چاپی است و یا اینکه آنها می‌توانند مجددا خود را بازیابند و مورد پسند نسلی قرار گیرند که با تماشای تلویزیون و نشستن پای اینترنت بار آمده است؟
    ایان بورل (Ian Burrell) دبیر بخش رسانه روزنامه آنلاین ایندیپندنت انگلستان در پی یافتن پاسخی برای این سوال ها، با چند تن از بزرگان و صاحبنظران رسانه‌ای این کشور به گفتگو نشسته است. آنچه می‌خوانید شنیده‌های ایان بورل از نام‌آوران و مدیران رسانه‌ای انگلستان درباره آینده روزنامه ها است که در چند قسمت از نظرتان می گذرد.
    
    

************************

    
    پیتر هیل سردبیر دیلی اکسپرس
    روزنامه‌ها باید مخارج خود را به شدت تحت کنترل درآوردند چرا که احتمالا نمی‌توانند مانند برخی دیگر از روزنامه‌ها پول خرج کنند.
    مدت‌ها است که برای جذب خوانندگان و تشویق آنها برای خرید دیلی میل به همراه روزنامه یک دی‌وی دی مجانی به آنها می‌دهیم اما هزینه‌ها آنقدر بالا رفته است که دیر یا زود باید قید این کار را بزنیم زیرا همانطور که همه می‌دانند تاثیر چندانی در نگهداشتن و حفظ خوانندگانمان ندارد.
    من فکر می‌کنم مشکل اصلی درآمد است؛ یعنی اگر روزنامه‌ها درآمد و سودآوری داشته باشند آینده‌ای خوب و طولانی‌مدت در انتظار آنها است. به نظر من این شرایط هم اینک در روزنامه‌های اکسپرس حاکم است.
    میلیون‌ها میلیون روزنامه هر روز فروخته می‌شوند و در این کشور نیز روزنامه‌ها هنوز محبوب هستند. رقابت‌های شدیدی از هر گوشه در جریان است، اما من فکر می‌کنم روزنامه‌ها همچنان سر حال و قبراق هستند. روزنامه‌ها برای حیات کشور ضروری هستند و من هرگز پایانی برای آنها نمی‌بینم. مردم همیشه برداشتن و خریدن روزنامه از کیوسک را مثل برداشتن و خریدن کتاب‌ از کتابفروشی دوست دارند. آیا شما دوست دارید یک کتاب را روی اینترنت بخوانید؟ من که فکر نمی‌کنم.
    هیچ چیز برای خواندن تا به حال راحت‌تر از روزنامه نبوده است، شما می‌توانید آن را در خانه، روی تخت، پشت میز، داخل توالت، داخل وان حمام، سوار بر هواپیما یا قطار بخوانید اما برای خواند آنلاین حتما به مکان مناسبی نیاز دارید. پسر من هشت ساله است و می‌خواهد یک روز وارد روزنامه شود. مطمئنم تا آن زمان روزنامه‌ها خواهند بود.
    
    سیمون کلنر سردبیر روزنامه ایندپندنت
    در اکتبر سال 2003 مجموع تیراژ چهار روزنامه مهم و با کیفیت انگلیس دو میلیون و صد و هفتاد و سه هزار و دویست و چهل و هشت (2.173.248) نسخه بود.
    در اکتبر 2006 مجموع تیراژ همین چهار روزنامه دو میلیون و صد و نود و هشت هزار و چهار صد و چهل و نه (2.198.449) نسخه بوده است بنابراین اگرچه به نظر باور نکردنی می‌آید، همه پیش‌بینی‌ها در مورد افول این رسانه، مزخرفی بیش نیست و حقیقت این است که امروزه مردم بیش از هر زمان دیگری بابت روزنامه‌های باکیفیت پول می‌دهند.
    سایرین البته به این خوبی سودآوری نداشته‌اند اما اگر رشد و گسترش روزنامه‌های رایگان و نحوه وسیع توزیع آنها را در نظر بگیرید متوجه می‌شوید که مردم بیشتری نسبت به گذشته روزنامه می‌خوانند و نیز اشتهای بیشتری در بین آگهی‌دهندگان برای رجوع به این روزنامه‌ها پدید آمده است. نباید فراموش کرد که عامل مهمی در بالا رفتن تیراژ این روزنامه‌های باکیفیت وجود داشته و آن نوآوری بوده است.
    در سپتامبر 2003 روزنامه ایندپندنت با تغییر اندازه روزنامه به تابلوئید، انقلابی در فشرده‌سازی روزنامه پدید آورد.
    این کار بلافاصله توسط روزنامه تایمز که متوجه موفقیت آن شده بود دنبال شد و پاییز گذشته نیز گاردین برای رسیدن به اندازه و قیافه روزنامه‌های نیم قطع سرمایه‌گذاری هنگفتی کرد.
    همه این روزنامه‌ها مزد زحمات و سرمایه‌گذاری خود را گرفتند و آن ، افزایش تیراژ و درآمدزایی بود و این باید سرلوحه کار روزنامه‌های دیگر باشد. تغییر محتوا، تغییر زاویه دید، تغییر شکل و قیافه همه این ها، چیزهایی است که خوانندگان به آن نیاز دارند و الا اطلاعات و اخبار به صورت آزاد از هر منبع دیگری قابل دسترسی است و هیچ روزنامه‌ای طبیعتا این روز‌ها، نمی‌تواند مدعی باشد که تنها منبع خبری یک رویداد است.
    ما باید بر روی نقاط قوت و کیفیت‌های منحصر به فرد خود تمرکز کنیم. روزنامه‌ها سابقه و نفوذی دارند که جهان آنلاین هنوز راه زیادی تا رسیدن به آن دارد.
    پوشش خبری ما بسیار عمیق‌تر و دقیق تر از رسانه‌های آنلاین و صنعت پخش است، ما لحن و نگرش مخصوص خود را داریم. در دنیایی که هر کس برای خود یک وبلاگ دارد ارائه تحلیل‌های موشکافانه، سبک نگارش ماهرانه و اظهارنظرهای کارگشا، بزرگترین نقطه اتکا و مزیت روزنامه‌ها است. با این حال عمده تلاش و انرژی ما مصرف موضوعاتی کسل‌کننده خواهد شد: چگونه در حالی که با افزایش هزینه تولید روزنامه دست و پنجه نرم می‌کنیم مراقب افتادن به ورطه چاپ روزنامه با کیفیت چاپی نامناسب که هزینه‌ای بسیار کم‌تر دارد و نیز مراقب خرد شدن و از بین رفتن بازار آگهی‌ها باشیم.
    
    ویل لوئیس، سردبیر دیلی تلگراف
    یک دلیل این که ما جهان دیجیتال را می‌پذیریم و سعی داریم بر آن تسلط پیدا کنیم این است که فکر می‌کنیم که می تواند روزنامه‌های بهتری تولید ‌کند. این به آن بستگی دارد که شما شرایط موجود را چگونه ببینید، چه به عمق آن نفوذ کنید - مانند خوانندگان یا آگهی‌دهندگانی که به سرعت برای خواندن و تماشای محتویاتی خارج از روزنامه‌ها به سمت آن کوچ کرده‌اند – یا این که صرفا آن را بپذیرید باید از ان بهره بگیرید. شما می‌گویید: «کمی صبر کنید، اگر ما یک بسته ورزشی دیجیتالی فوق‌العاده خوب ارائه دهیم، آن وقت آیا محتمل نخواهد بود که مردم را به سمت بخش ورزشی فوق‌العاده خوب روزنامه‌مان متوجه کنیم؟»
    من کاملا متقاعد شده‌ام که این یک دایره بسیار تکامل یافته و قابل قبول است.
    من با خواندن بخش ورزشی روزنامه تلگراف عاشق آن شدم. موضوعی که ما با آن روبه‌رو هستیم این است که شاید عده زیادی از 15 ساله‌ها دستشان به بخش ورزشی تلگراف نرسد اما همان‌ها پوشش معرکه خبری ما درباره مسابقات کریکت را به صورت آنلاین می‌بینند و بدون شک می‌روند و پوشش کامل‌تر اخبار ورزشی ما در روزنامه را می‌خوانند. مطمئن باشید اگر شما در طول روز مطلب خوبی در سایت آنلاین خود داشته باشید ، همان مطلب مردم را تشویق خواهد کرد تا کامل‌تر آن را یا مشابه آن را روز بعد در روزنامه چاپی بخوانند. مطمئن باشید که روزنامه‌نگاری خوب و درخشان در اینترنت برنده است.
    وقتی امبروس ایوانز – پریچارد، چیزی در اینترنت می‌نویسد میلیون‌ها نفر در سراسر جهان برای خواندن آن هجوم می‌آورند. وقتی سر جان کیگان مطلبی می‌نویسد به سرعت در راس پرمخاطب‌ترین مطالب ما قرار می‌گیرد.
    اینترنت هم اینک در خطر احاطه و ملوث شدن به پس‌زنی الفاظ و تصاویر بی‌ارزش و غیراستاندارد است ؛ لذا اگر شما بتوانید از آن دوری کنید، اگر شما بتوانید به همه ثابت کنید که محتوای خوبی تولید می‌کنید، آنگاه مردم می‌آیند و از آن استفاده می‌کنند.
    ما کاملا بر این باوریم که تولید هر روزنامه عالی و بی‌نقصی و در عین حال ارائه یک سری محصولات و خدمات دیجیتالی امکان‌پذیر است.
    پایان قسمت اول
    
ترجمه : محمدرضا نوروزپور
دوشنبه 27 آذر ماه سال 1385
 

 

نویسنده : آنیسا فراهانى

منبع: روزنامه شرق

 



خلاصه :

 وبلاگ هاى سیاسى که به سرعت در دنیاى رقابتى امروز خودنمایى کرده اند ، روزنامه هاى آن لاینى هستند که نقد و نظر خوانندگان را در کنار خود مى پذیرند، امروزه بعضى از سازمان هاى خبرى بزرگ که به داشتن وبلاگ علاقه مند شده اند، وبلاگ نویسان اسم و رسم دار را به کار دعوت کرده و یا خود به این امر مبادرت مى نمایند. نحوه و مقدار تاثیر این پدیده نو بر جریانات اصلى گزارشگرى سیاسى موضوع این گزارش است. بلاگر هاى سیاسى که خبر هاى روز را دنبال مى کنند ، به طور پیوسته پوشش خبرى ژورنالیست ها را بررسى مى کنند. آن ها مطالبى را که روزنامه هاى بزرگ پوشش نمى دهند ، مورد توجه دیگران قرار مى دهند. عینیت گرایى کمابیش در وبلاگ نویسى به چشم نمى خورد ، و ایدئولوژى هاى خاص و جانبدارانه که در مباحثات روزنامه ها و تلویزیون به صورت مکرر مطرح مى شود، در این گستره کمتر قابل توجه است. اگر به جست وجوى وبلاگ هاى سیاسى بپردازید کاملاً شگفت زده مى شوید چرا که تعداد این وبلاگ ها بسیار بسیار زیاد است .

 

متن کامل :

وبلاگ هاى سیاسى که به سرعت در دنیاى رقابتى امروز خودنمایى کرده اند ، روزنامه هاى آن لاینى هستند که نقد و نظر خوانندگان را در کنار خود مى پذیرند، امروزه بعضى از سازمان هاى خبرى بزرگ که به داشتن وبلاگ علاقه مند شده اند، وبلاگ نویسان اسم و رسم دار را به کار دعوت کرده و یا خود به این امر مبادرت مى نمایند.

نحوه و مقدار تاثیر این پدیده نو بر جریانات اصلى گزارشگرى سیاسى موضوع این گزارش است. بلاگر هاى سیاسى که خبر هاى روز را دنبال مى کنند ، به طور پیوسته پوشش خبرى ژورنالیست ها را بررسى مى کنند. آن ها مطالبى را که روزنامه هاى بزرگ پوشش نمى دهند ، مورد توجه دیگران قرار مى دهند. عینیت گرایى کمابیش در وبلاگ نویسى به چشم نمى خورد ، و ایدئولوژى هاى خاص و جانبدارانه که در مباحثات روزنامه ها و تلویزیون به صورت مکرر مطرح مى شود، در این گستره کمتر قابل توجه است. اگر به جست وجوى وبلاگ هاى سیاسى بپردازید کاملاً شگفت زده مى شوید چرا که تعداد این وبلاگ ها بسیار بسیار زیاد است .

بعد از ساخت نرم افزارى که در سال ۱۹۹۹ به بازار آمد ، پدیده وبلاگ نویسى به امرى آسان و رایگان تبدیل شد و بسیار مورد اقبال عمومى قرار گرفت. مدتى بعد ، حمله ۱۱ سپتامبر و وقایع بعد از آن خود موج جدیدى از وبلاگ نویسى سیاسى را ایجاد کرد. در ماه مه سال ۲۰۰۲ کاووس نویسنده پیشین نیوریپابلیک و نیوزویک نوشته ها و فایل هایش را به اسلیت (SLATE) که مجله آن لاین در مالکیت مایکرو سافت بود منتقل کرد. واشنگتن مانتلى که یک مجله کوچک اما تاثیرگذار بود با به خدمت گرفتن وبلاگ نویس معروفى با نام کوین درام وبلاگى براى مجله راه اندازى کرد و بعد هم MSNBC.COM با به خدمت گرفتن رینولدز صفحه جدیدى را در این عرصه گشود. بعد از این بسیارى دیگر از مجلات و روزنامه ها نیز به فکر داشتن وبلاگ افتادند. به هر حال وبلاگ هاى سیاسى به منابع اطلاعاتى ژورنالیست ها و مردم مى افزایند . در حالى که اخبار کابلى پیوسته تیتر هاى سیاسى را تکرار مى کنند ، وبلاگ ها اطلاعات عمیق ترى را اشاعه مى دهند.

به گفته دوب مدیر اجرایى MSNBC.COM و ناشر سایت آمریکایى CYBERJOURNALISM.NET که روزنامه نگارى و ژورنالیسم آن لاین را بررسى مى کند ، کار وبلاگ ها (اعم از آماتور یا حرفه اى) کمک به ترویج جزئیات اطلاعات سیاسى به صورت شبانه روزى است.

او عقیده دارد که وبلاگ هاى آماتور باعث توجه عموم مردم به سیاست شده و دیالوگ سیاسى را افزایش داده اند، اما در عین حال تمیز آن نکته که کدام یک از این نوشته ها حقیقى است یا شایعه کار چندان آسانى نیست. نمونه این مورد شایعه بى اساسى در مورد ارتباطات نامشروع جان کرى بود که در ماه فوریه به سرعت از وبلاگى با نویسندگى مت دراج که اساساً یک شایعه نویس است ، به منابعى معتبر تر مانند WONKETTE.COM و CORNER یا دیگر وبلاگ ها راه یافت . والتر شاپیرو نویسنده سیاسى یو اس اى تودى در این باره مى گوید که وبلاگ ها اثرى قطعى بر ژورنالیسم سیاسى دارند، اما زوایاى این تاثیر هنوز کاملاً مشخص نشده است. گاهى از این پدیده نو استقبال مى شود و گاهى نیز در برابر آن موضع گرفته مى شود. به نظر مى رسد که امروز در نوعى قرون وسطاى وبلاگى به سر مى بریم.

به گفته اندى وارهول همه نوع از ارتباطات در پهنه بازار تعدیل مى گردند. بعضى از کنش هاى اصلى وبلاگ ها از طریق وب سایت ها و یا افرادى که پیش از این در عرصه روزنامه نگارى فعالیت هایى داشتند یا دارند به عرصه عمومى راه مى یابند. رینولدز استاد دانشگاه تنسى که حقوق اساسى و اینترنت تدریس مى کند و در سال ۲۰۰۱ INSTAPUNDIT را که امروزه از وبلاگ هایى است که خواننده فراوان دارد راه اندازى کرده است بر این اعتقاد است که بلاگر ها قدرت بسیار کمى دارند. اما آن چه که دارند تاثیر است. آنها قادرند که ایده هایى را کمتر مورد توجه قرار مى گیرند مورد توجه مردم قرار دهند و مردم و به خصوص ژورنالیست ها را وادار کنند که کارشان را بهتر انجام دهند. اما در این میان بعضى از خبرنگاران سیاسى توجه زیادى به وبلاگ نویس ها نشان نمى دهند. جیم وانداهى خبرنگار اخبار سیاسى داخلى واشنگتن پست مى گوید که تعداد زیادى از وبلاگ ها را دنبال نمى کند، اما با این حال بعضى از خوانندگان مرتباً به او اى میل هایى مبنى بر استفاده نامناسب برخى از وبلاگ ها از خبر هاى او ارسال مى کنند.

 

او عقیده دارد که گسترش منابع براى تفاسیر و دیدگاه هاى خبرى و جست وجو در وب براى پیدا کردن خبر ، وقت خبرنگار را ضایع مى کند و واقعاً گاهى ضرورى است که خبر نگار خود گزارشى تهیه نماید. ران بران استین خبرنگار بخش سیاست هاى داخلى لس آنجلس تایمز و تحلیلگر سیاسى CNN نیز وبلاگ هاى انتخاباتى را مى خواند. به نظر او اطلاعات وبلاگ ها آن قدر زیاد است که گاهى آدم فکر مى کند که دارد با خودش حرف مى زند. ادام ناگورنى خبرنگار سیاسى نیویورک تایمز نیز مى گوید که پیوسته وب را جست وجو مى کند معمولاً آیتم هاى نتیجه جست جو در گوگل و یا مجله ها و روزنامه هاى آن لاین را مى خواند . او البته وبلاگ انتخاباتى جمهوریخواهان نوین و یا وبلاگ هاى خیلى معروف ترى مثل TALKING POINTS MEMO و INTAPUNDIT

را نیز دنبال مى کند اما نه مرتب و منظم. او مى گوید که اگر بخواهید مرتب وبلاگ بخوانید باید تمام روزتان را به وبلاگ خواندن اختصاص دهید. و البته بعضى از مطالب نیز آن قدر پیش پا افتاده اند که واقعاً خواندن آنها کمکى نمى کند.

 

جودى ویلگورن همکار ناگورنى در روزنامه تایمز و رئیس قسمت شیکاگو نیز مشغول پوشش رقابت هاى انتخاباتى است. او وبلاگ WILGOREN WATCH را به پوشش خبرى و تبلیغات سیاسى هوارد دین اختصاص داده است.

 

اما یک بلاگر گمنام طرفدار دین نیز در مورد وبلاگ چنین اعتقاد دارد: من نه یک روزنامه نگارم و نه چنین وانمود مى کنم. من فقط یک آدم معمولى هستم که شغلم دامپزشکى است و از حامیان فرماندار دین هستم. یک کمى هم از HTML سر در مى آورم من تمام عمرم دموکرات بوده ام. من هم مثل خیلى هاى دیگر وقتى که در سال ۲۰۰۰ دیدم که رسانه ها چطور به ال گور بى مهرى کردند احساس بدى داشتم و فقط مى خواهم در صورتى که دوباره رسانه ها چنین عملى را در مورد دین تکرار کردند ، به سهم خودم نقشى در بى اثر کردن آن داشته باشم.

 

حامیان دین که خود را قواى دفاعى مى نامند ، وبلاگ هایى دیگر نیز براى حمایت در برابر رسانه هاى دیگر درست کرده اند . اما ارباب رسانه ها ترجیح مى دهند که از همان وبلاگ WILGOREN WATCH استفاده کنند. ویلگورن خود در این مورد مى گوید که احتمالاً وبلاگ او به علت تجانس حروف نامش داراى چنین موفقیتى شده است هر چند که ممکن است خنده دار به نظر برسد. او در ضمن مى گوید که دوست دارد نظرات مردم را در مورد نوشته هایش بداند چرا که بازخوردى که در وبلاگش دریافت مى کند لزوماً دانش یا درک خاصى در مورد موج اصلى روزنامه نگارى را منعکس نمى کند بلکه بیشتر این نظریات را هواداران دوآتشه دین ارسال مى دارند. یکى از طرفداران INSTAPUNDIT نویسنده یواس اى تودى است.

 

او مى گوید که هرگاه خبرى در مورد جان اشکرافت باشد، او وبلاگ رینولدز را سه بار در روز چک مى کند او از برداشت هاى بلاگر هاى جناح راست در مورد جریان جنگ علیه تروریسم خوشش مى آید و بسیارى از این وبلاگ ها مثل وبلاگ کاووس را مى خواند. هوارد فینمن خبرنگار سیاسى نیوزویک و تحلیلگر ان بى سى هم وبلاگ کاووس را مى خواند. فینمن مى گوید که وبلاگ ها به او حسى از جریان مکالمات سیاسى در جامعه را القا مى نمایند. و دقیقاً هم به همین علت است که او تا آن جا که مى تواند وبلاگ خوانى مى کند. او مى گوید که شما باید به فضاى سایبر قدم بگذارید. کارن تیمولتى خبرنگار سیاسى مجله تایم مى گوید وبلاگ ها آینه تمام جریانات و وقایع سیاسى هستند و در عین حال از هنگامى که هات لاین، مجله سیاسى و پر خواننده نشنال ژورنال شروع به معرفى آنها کرد ، نقطه عطفى را در این زمینه به وجود آورد.

 

حالا تیمولتى وبگردى را به وقت گذرانى با بروبچه هاى گروه سیاسى و خوردن نوشیدنى ترجیح مى دهد. رایان لیزا یکى دیگر از گزارشگران روزنامه نیوریپابلیک که در حال حاضر پوشش خبرى رقابت هاى انتخاباتى را انجام مى دهد اعتقاد دارد که بسیار به دقت وبلاگ ها را پیگیرى مى کند. او هر روز یک لیست ۱۰ الى ۱۵ تایى از وبلاگ ها را مى خواند. اما در عین حال او اعتقاد دارد که بعضى از این وبلاگ ها بسیار متفکر و شایسته توجه هستند اما در عین حال نباید خیلى تحت تاثیر تمام مطالبشان قرار گرفت چون آنها نیز تحت تاثیر همان عواملى هستند که بر تمام دنیا تاثیر مى گذارد. در حال حاضر این روزنامه نگار یک وبلاگ راه اندازى کرده است و مطالب دست اولى که