جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 10 مرداد ماه سال 1386

 


"
کتاب جنگ، رسانه و تبلیغات" اثر دکتر یحیی کمالی‌پور توسط مؤسسه فرهنگی مطالعاتی و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران منتشر شد.

پروفسور یحیی کمالی‌پور استاد ایرانی علوم ارتباطات و رئیس دپارتمان ارتباطات و هنرهای زیبای دانشگاه پوردو آمریکا و سردبیر نشریه بین‌المللی گلوبال مدیا ژورنال است که به چندین زبان زنده دنیا منتشر می‌شود.

کتاب "جنگ، رسانه‌ها و تبلیغات" توسط عباس کاردان و حسن سعید کلاهی خیابان به فارسی برگردانده شده‌ است.

این کتاب دیدگاه‌های چند بعدی و وسیعی را در رابطه با جنگ، رسانه‌ها و تبلیغات به خوانندگان ارائه می‌کند.

دکتر کمالی‌پور در این کتاب دیدگاه‌های مختلفی از نویسندگان صاحب‌نظران و پژوهشگران برجسته در حوزه ارتباطات را گرد‌آوری کرده‌است. این نویسندگان در پایان توصیه‌ها و راه حل‌هایی را برای حل این مشکلات کلیدی جهانی شدن رسانه‌ها ارائه می‌دهند.

کتاب "جنگ، رسانه‌ها و تبلیغات" مجموعه‌ای جهت ارائه دیدگاه‌های به حاشیه‌رانده شده در غرب است که نشان می‌دهد دولت آمریکا چگونه به تبلیغات نگریسته، چگونه آن را تعریف می‌کند و چگونه از آن در جنگ عراق برای شکل‌گیری افکار عمومی مردمان این کشور استفاده کرده ‌است.

این کتاب همچنین تاکتیک‌های سلطه بر رسانه‌ها از سوی آژانس‌های دولتی آمریکا را به تصویر می‌کشد و به نوبه خود نقطه شروعی جهت مباحثه بی‌طرفانه در رابطه با چگونگی استفاده از اخبار توسط آمریکایی‌ها و نیروهای شکل‌دهنده به برداشت غرب از خاورمیانه است.

برگزیده‌هایی از متن کتاب

ادبیات بوش همانند ادبیات فاشیسم، لحنی از بی اعتمادی و تنفر را در برمی‌گیرد که ارزش همانند یک سخنرانی تقلبی است، او رمز‌آلود صحبت می‌کند و عبارت یکسانی را بارها و بارها تکرار می کند.

سرنگونی مجسمه صدام در میدان مرکزی بغداد، درست نزدیکی هتلی که خبرنگاران رسانه‌های جهان در آن ساکن بودند، مثالی دیگری است از واقعه‌ای که بر روی صحنه آورده شد و این احساس را القا کرد که نیروهای آمریکایی بنا به درخواست جمعیت عراقی خوشحال، در حال سرنگونی مجسمه صدام هستند.

در واقع این صحنه اوج عملیات تبلیغاتی و سازمان‌دهی شده در حیاتی‌ترین زمان تهاجم بود که اهمیت آن نه فقط برای عراقی‌ها بلکه برای کل جهان عرب بسیار سمبلیک بود.

http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=28426

شنبه 22 مهر ماه سال 1385

نقش تبلیغاتى خبر در امور روزانه
حال با این شناخت عام از تبلیغ، بهتر است که به عملکرد تبلیغاتى خبر در فراگرد روزمره و ناخودآگاه آن برگردیم. این نقش تبلیغى ناخودآگاه خبر در واقع مهم‏تر و مؤثرتر از استفاده‏هاى مقطعى و تعمّدانه سازمانهاى تبلیغاتى دولتى از رسانه‏هاست.
ادوارد هرمن و نوآم چامسکى (1988) در کتاب صناعت رضایت جوهر تبلیغاتى که در جاى دیگرى «رضایت تولید: اقتصاد سیاسى رسانه‏هاى گروهى» ترجمه شده است، رسانه‏هاى آمریکا را در عوامل ذیل مى‏بینند:
1)
مالکیت خصوصى رسانه‏ها و تمرکز این مالکیت در دست معدودى از نخبگان. این نوع تمرکز به انحصارى‏شدن عقاید و محدودساختن دامنه باورها منتهى شده است؛
2)
اتکا به آگهیهاى تجارى به‏عنوان منبع اساسى درآمد و سود که طى آن رسانه‏ها، مخاطبان را به‏صورت کالا به صاحبان آگهیها مى‏فروشند؛
3)
اتکا به اطلاعات دولتى و بخش خصوصى کلان و همچنین اتکا به متخصصانى که مورد تأیید نظام هستند؛
4)
توبیخ و تنبیه رسانه‏ها به‏صورتهاى گوناگون و غیرمستقیم، در صورت انتقاد و روشنگرى؛
5)
ایدئولوژى ضد اشتراکى به‏عنوان مذهب ملّى آمریکاییها.
به عقیده چامسکى مواد اوّلیه خبر باید از این صافیها عبور کنند تا ارزش خبرى بیابند. در این فراگرد، خبر نهایتاً به محصولى بى‏آسیب تبدیل مى‏شود و عرصه کلام و تفسیر را محدود مى‏کند.11
تسلط نخبگان جامعه و عوامل آنها بر مطبوعات و حاشیه‏نشین ساختن صداهاى مخالف، نه از طریق سانسور بلکه در فراگرد تهیه خبر، آنچنان حالت طبیعى به‏خود گرفته است که حتى خبرنگاران باوجدان و شرافتمند خود را قانع کرده‏اند که خبر، بى‏غرضانه و تنها برپایه ارزشهاى خبرى انتخاب و تفسیر مى‏شود. با طبیعى کردن این ارزشها، خبر از دیدگاههاى دیگر غیرقابل رؤیت است.
جورج گربنر برآورد مشابهى از محدودیتهاى تحمیلى نظام و نهادى‏شدن کار رسانه‏ها دارد. او رسانه‏ها را بازوى فرهنگى نظامهاى صنعتى مى‏داند و تأکید دارد که رسانه‏ها از طریق انتخاب موضوع، روشهاى مرسوم جمع‏آورى خبر، برجسته‏سازى و آواى کلام تعیین مى‏کنند که چه چیزى مهم است و باید مورد بحث در ارتباطات عمومى قرار گیرد، از چه دیدگاهى باید اولویتها را دید و چگونه باید عملکردها را سنجید.12
از کسانى که مشخصاً به مسأله وابستگى رسانه‏ها به اطلاعات سازمانهاى دولتى و شرکتهاى کلان پرداخته‏اند، اُسکار گندى (1982) قابل ذکر است. او مسأله را صرفاً از دیدگاه اقتصادى بررسى مى‏کند و واژه «سوبسید اطلاعاتى» را در تبیین وابستگى به‏کار مى‏گیرد. سوبسید اطلاعاتى (اطلاعات رایگان) به‏نظر او تلاشى است از جانب منابع خبرى که قصد دارند هزینه تولید خبر را به‏منظور افزایش استفاده از اطلاعات رایگان کاهش دهند. ارائه اطلاعات رایگان در دنیاى تجارى رسانه‏ها به کسانى که قدرت اقتصادى دارند اجازه مى‏دهد تا کنترل خود را در جوامع سرمایه‏دارى افزایش دهند. «از آنجا که اطلاعات نقش مرکزى در تصمیم‏گیرى فردى و گروهى دارد، کنترل اطلاعات به منزله کنترل تصمیم‏گیرى است».13 وانگهى از آنجا که قدرت تبادل اطلاعات با قدرت اقتصادى معین مى‏شود، عدم برابرى اقتصادى به معناى عدم تساوى اطلاعاتى است.14
به‏طور خلاصه، استقلال و آزادى رسانه‏ها را به دلایل ساختارى نمى‏توان خارج از چارچوب نظام اجتماعى، اقتصادى و سیاسى دید و در نتیجه کنشهاى تبلیغاتى رسانه‏ها را باید در تجارى‏شدن خبر، در ارزشها و هنجارهاى تولید خبر و در وابستگى سازمانهاى خبرى به منابع اطلاعاتى جست. در زمینه اخبار خارجى از آنجا که رویدادها به سادگى قابل رؤیت نیستند و درک این رویدادها نیاز به آشنایى فرهنگى و تخصص بیشتر دارد، وابستگى رسانه‏ها به نهادهاى تعیین‏کننده سیاست خارجى افزایش مى‏یابد.
ویلیام بنت (1990) به این گرایش و عملکرد عنوان Indexing داده است و آن را همخوانى و رابطه نزدیک معیارهاى مباحث دولتى و کلام جارى مطبوعات مى‏داند. به عقیده او زمانى مى‏توان مطبوعات را مستقل و خودمختار دانست که به مباحثى جدا از آنچه نخبگان جامعه تعیین مى‏کنند بپردازند.15
مباحث نظرى و یافته‏هاى تحقیقات، تصویرى نومیدکننده از ارتباطات سیاسى در عرصه عمومى رسانه‏ها ترسیم مى‏کنند. برخلاف آرمان نهضتهاى دو قرن اخیر که مطبوعات را به‏عنوان «صداى مردم» و یا چشم و گوش آنان در مهار قدرت، منزلتى والا بخشیده است، رسانه‏ها بیش از پیش به تئاترى سرگرم‏کننده مى‏مانند که در آن نخبگان جامعه نقش کارگردان، و متخصصان روابط عمومى و تصویرسازى، نقش بازیگران و مردم، نقش تماشاگرانى حیرت‏زده و منفعل به‏خود گرفته‏اند.
باید با یورگن هابرماس همصدا شد و گفت: «اگر امیدى به درمان بى‏تفاوتى و از خودبیگانگى مردم متصور است، باید عرصه عمومى رسانه‏ها را از تصویرسازى و نمایش آزاد کرد و به ارتباطات جمعى معناى حقیقى آن یعنى شرکت، محاوره، مکالمه و تبادل اندیشه انسانها را بخشید».16

حاشیه:
1. Gabriel Almond. "Public opinion and national security policy", Public Opinion Ouarterly 2 (1956): 371-378.
2.
از جمله متونى که استقلال از منافع ملّى را معیار آزادى مطبوعات دانسته‏اند، از قرار زیر است:
Harold Evans. "Is the press too powerful?", Columbia Journalism Review (January/ February, 61-8 :(2791.
William L. Bennett. "Toward a theory of press-state relations in the United States", Journal of Communication 2 (Spring, 1990): 103-125.
Edward Herman and Noam Chomsky. Manufacturing Consent: The Political Economy of the Mass Media (NewYork: Pantheon Books, 8891).
3. Edward H. Carr. The Twenty Years. Crisis, 1919-1939 )London: Macmillan, 1939).
4.
در زمینه جامعه‏شناسى خبر (Sociology of News)و همچنین بررسى خبر از دیدگاه فرهنگى به منابع زیر رجوع کنید:
Gaye Tuchman. "Making news by doing work: routinizing the unexpected", American Journal of Sociology 131-011 :(47-3791) 97.
Gaye Tuchman. Making News: A Study in the Construction of Reality (NewYork: Free Press, 8791(.
Gaye Tuchman. "Myth and the consciousness industry: A new look at the effects of the mass media", In: E. Katz and T. Szecsko (eds.) Mass Media and Social Change (Beverly Hills: Sage, 1891(.
Mark Fishman. Manufacturing the News (Austin: The University of Texas Press, 0891(.
Herbert Gans. Deciding What’s News (NewYork: Random House, 9791(.
Stuart Hall. Culture, Media, Language, (London: Hutchinson, 0891(.
Todd Gitlin. The Whole World Is Watching (Berkeley. CA: University of California Press, 0891(.
5.
براى نقد سیاسى خبر از این دیدگاه نگاه کنید به:
Walter Lippmann. Public Opinion, (NewYork: The Macmillan Company, 2291(.
Maxwell Mccombs, et al. Contemporary Public Opinion: Issues and the News (Hillsdale, NJ: Lawrence Erlbaum Associates, 1991(.
Dan Nimmo and James Combs. Mediated Political Realities (NewYork: Longman, 0991(.
Russell Neuman, et al. Common Knowlege: News and the Construction of Political Meaning (Chicago: The University of Chicago Press, 2991(.
William L. Bennett. News: The politics of Illusion (NewYork: Longman, 8891(.
6.
در مورد کاربرد قالب‏ها و شیوه‏هاى داستان‏نویسى به مقالات زیر مراجعه کنید:
Itzhak Roeh. "Journalism as Storytelling, Coverage as narrative", American Behavioral Scientist, 861-261 :(9891) 2.
Roeh & Ashley. " Criticizing Press Coverage in the Lebanon War: Toward a Paradigm of news as Storytelling" , Communication Yearbook, 141-711 :(6891) 9.
Robert Darnton. "Writing news and telling stories", Daedalus, 391-571 :(5791) 401.
Robert Hackett. "Decline of a Paradigm? Bias and Objectivity in news media Studies", Critical Studies in mass Communication, 952-922 :(4891) 1.
Hunter MacCartney. "Applying fiction conflict situations to analysis of news stories", Journalism Quarterly, 071-361 :(7891) 1.
7.
براى بررسى ریشه‏هاى عینى‏گرایى در خبر مراجعه کنید به:
Michael Schudson. Discovering the News: A Social History of American Newspapers. (NewYork: Basic Books, 8791(.
8. Mitchell Stephens. A History of News (NewYork: Viking, 1988(.
9.
تعاریف و مثالهاى مربوط به تبلیغ عمدتاً از منبع زیر گرفته شده است:
Garth Jowett and Victoria O,Donnell. Propaganda and Persuasion 2nd ed. (Newbury Park; Sage, 1992(.
10. T.J.Smith. Propaganda: A Pluralistic Perspective (NewYork: Praeger, 1989(.
11. Noam Chomsky . Necessary Illusions: Thought Control in Democratic Societies (Boston: South End Press, 1989(.
12. George Gerbner. "Press Perspectives in World Communication: A Pilot study", Journalism Quarterly, 38 (1961): 313-322.; G. Gerbner and G. Marvanyi. "The many worlds of the World’s Press", Journal of Communication, 1 (1977): 52-66.
13. Oscar Gandy Jr. Beyond Agenda-Setting: Information Subsidies and Public Policy (Norwood, Nj: Ablex Publishing Co, 1982(.
14.
براى تحلیلى مشابه و نیز روند تمرکز مالکیت رسانه‏ها در آمریکا در صحنه جهانى نگاه کنید به:
Ben Bagdikian. The Media Monopoly 4th ed., (Boston: Beacon Press, 1992(.
15. William L.Bennett.
16.
نگاه کنید به:
Jurgen Habermas. The Structural Transformation of the Public Sphere (Cambridge, MA: MIT Press, 9891

منبع: دفتر مطالعات و تحقیقات رسانه

 

شنبه 22 مهر ماه سال 1385

تبلیغ چیست؟9
با این تعریف عام از خبر چگونه مى‏توان آن را مقوله‏اى جدا از تبلیغ دانست؟ در بینش کنونى، نمى‏توان بین خبر، تبلیغ، سرگرمى و آموزش به‏عنوان کنشهاى چهارگانه رسانه‏ها، تفاوت آشکار قائل شد و اصولاً هرنوع پیامى اعم از خبرى، تفریحى، تبلیغاتى و آموزشى در برگیرنده نقشهاى دیگر است.
تبلیغ تاکنون از دیدگاههاى تاریخى، جامعه‏شناسى، علوم‏سیاسى و ارتباطشناسى مورد بررسى قرار گرفته است. به‏طور خلاصه، از دیدگاه تاریخى، تبلیغ رویدادى است که رویدادهاى بعدى به‏عنوان آثار آن مورد مطالعه قرار مى‏گیرند. از دیدگاه علوم‏سیاسى، مطالعه تبلیغ یعنى مطالعه ایدئولوژى مُبلّغ و آثار اشاعه آن بر افکار عمومى. از نقطه‏نظر جامعه‏شناسى، بررسى تبلیغ به معناى مطالعه نهضتهاى اجتماعى و تحلیل تبلیغات گروههاى درگیر در قدرت است. از چشم‏انداز روانشناسى، منظور از مطالعه تبلیغ، بررسى اثرات آن بر افراد است.
گروهى از محققان تبلیغ را ذاتى از فکر و عمل در فرهنگ عمومى مى‏دانند و با آمیختن دیدگاههاى مختلف علوم‏اجتماعى، تبلیغ را حامل ایدئولوژى دانسته، نقش رسانه‏ها را در ساخت معانى و جهان‏بینى حاکم بر جامعه بررسى مى‏کنند.
از دیدگاه خاص ارتباط شناسى، تبلیغ همانند ارتباط، فراگردى است مقید به شرایط زمانى و مکانى که با ویژگیهاى اجتماعى قابل شناخت است. این دیدگاه به ما اجازه مى‏دهد تا عناصر ارتباطى این فراگرد را تفکیک کنیم، به روابط پیام و زمینه پیام بپردازیم، مسأله تعهد پیام‏رسان را بشکافیم و عکس‏العمل‏هاى مخاطبان را بررسى کنیم.
ریشه‏هاى فرهنگى تبلیغ و مؤثر بودن آن بخوبى در گفته فردریک نیچه، فیلسوف آلمانى، نهفته است. به عقیده او مُبلّغ قهرمانى است که کارى نمى‏کند جز آنکه درختى را که میوه‏هایش رسیده‏اند، تکان مى‏دهد.
تبلیغ/ Propaganda به معناى خنثى و بى‏طرف، یعنى انتشار و ترویج افکار و از ریشه لاتین Propagare به معناى کاشتن و نهال زدن مى‏آید. در سال 1622 میلادى، واتیکان، «جامعه مقدس ترویج ایمان کلیساى کاتولیک» را تأسیس کرد و از آنجا که انگیزه این جماعت، اشاعه باورهاى واتیکان در قاره آمریکا و در جهت مخالفت با پروتستانها بود، تبلیغ، معناى بى‏طرف خود را از دست داد و مفهومى تحقیرآمیز، منفى و غیراخلاقى به‏خود گرفت. به‏عبارت دیگر امروزه مشخص کردن پیام به‏عنوان تبلیغ یعنى کوچک شمردن و منفى انگاشتن آن پیام. بنابراین مترادفهایى که براى کلمه تبلیغ به‏کار گرفته مى‏شوند و مفاهیمى که با تبلیغ تداعى مى‏شوند عبارت است از: دروغ، تحریف، نیرنگ، اغفال، دستکارى، تحریک، جنگ روانى و بالاخره شست‏وشوى مغزى. باید توجه داشت که اکثر این مترادفها در واقع گویاى تکنیکهاى خاص تولید پیام تبلیغى هستند و نه گویاى فراگرد یا انگیزه تبلیغ.
وقتى‏که انگیزه تبلیغ موردنظر باشد، تبلیغ معناى کنترل (اداره) را تداعى مى‏کند و در این صورت تبدیل به اقدامى سنجیده و تعمدى مى‏شود که براى حفظ و یا تغییر تعادل نیرو به نفع مُبلّغ به‏کار گرفته مى‏شود. این اقدام در واقع با یک ایدئولوژى نهادى شده و هدف‏دار، رابطه پیدا مى‏کند. دو تن از محققان ارتباطشناسى، تعریف جامع زیر را از تبلیغ داده‏اند:
تبلیغ کوششى است تعمدى و حساب‏شده که به‏منظور شکل دادن به دریافت، دستکارى کردن ادراک و همسو کردن رفتار مخاطبان با نیّت موردنظر مُبلّغ صورت مى‏گیرد.
حال با این تعریف، وجه تمایز تبلیغ و اقناع/ Persuasion و اطلاعات/ Information چیست؟ اگر به جزئیات این تعریف دقیق شویم درمى‏یابیم که: 1( تبلیغ کوششى آگاهانه و از پیش پرداخته است که براى پیشبرد ایدئولوژى، حفظ و یا ایجاد برترى مُبلّغ صورت مى‏گیرد؛ و 2) این کوشش سازمان‏یافته و مستمر است. پس وجوه تمایز تبلیغ و خبر و همین‏طور تبلیغ و اقناع را باید در نیّت مُبلّغ و در برنامه‏ریزى، سازماندهى ونهادى کردن کار تبلیغ جُست.
نیت، شکل‏بخشیدن به دریافت از طریق کاربرد نشانه‏هاى زبان و تصویرها صورت مى‏گیرد. براى مثال عملیات «سپر صحرا» در بحران خلیج‏فارس و تبدیل آن به عملیات «طوفان صحرا» به‏هنگام اشغال خاک عراق، برداشت مخاطبان را از «دفاع و حمایت» به «خشم و هجوم» تغییر داد. وقتى‏که تصویرها و نشان‏هاى زبانى برداشت خاصى را القاء کنند، فهم و درک موضوع نیز دستکارى مى‏شود. عقاید و باورهاى ما، رابطه نزدیک با درجه اعتماد ما از حواسمان دارند. البته برداشت ما هم به نوبه خود، تابع عقاید شکل گرفته ماست.
وجه تمایز دیگر تبلیغ از ترغیب و اقناع، نیّت خودخواهانه مُبلّغ است. یعنى مبلّغ خواهان عکس‏العملى از مخاطب است که مقاصد مُبلّغ را ارضا مى‏کند، نه مقاصد مخاطبان را. درصورتى که در شیوه «ارتباط اقناعى» رابطه ایجادشده در جهت ارضاى منافع مشترک طرفین است. البته مخاطبان ممکن است فکر کنند که مُبلّغ منافع آنها را درنظر دارد ولى در واقع نیات مبلّغ خودخواهانه است. باید توجه داشت که مقاصد خودخواهانه را نمى‏توان لزوماً منفى تلقى کرد. امر قضاوت در مورد مثبت یا منفى بودن این مقاصد، بستگى به ایدئولوژى مخاطب دارد. مثلاً کسانى که به «صداى آمریکا» گوش مى‏دهند، در واقع نیاز اطلاعاتى خود را ارضا مى‏کنند و از این نظر نیّت صداى آمریکا را خیرخواهانه تلقى مى‏نمایند. با این حال اخبار صداى آمریکا با هدفى ایدئولوژیک و به‏منظور القاى برداشتى مثبت از آمریکا و در جهت تقویت گرایشهاى ذهنى مخاطبان از مفاهیم دموکراسى، سرمایه‏دارى و آزادى تنظیم مى‏شوند. روشن است که اکثر آمریکاییها چنین تلاشهایى را منفى ارزیابى نمى‏کنند، درصورتى که رهبران کشورهاى مخاطب ممکن است آن را منفى بدانند.
معمولاً در زمان جنگ و در مواقعى که امنیت ملّى مطرح است، کنترل اطلاعات امرى طبیعى مى‏نماید و گله و شکایت خبرنگاران از منابع دولتى امرى عادى است. بنا به گفته معروف، «اوّلین قربانى جنگ، حقیقت است». با این حال پیشرفت تکنولوژى ارتباطات و دسترسى همزمان جهانیان به پیامها، کنترل خبر و یا منزوى کردن مردم را از آنچه در سایر نقاط جهان مى‏گذرد، بسیار دشوار کرده است. تجارب فروپاشى نظامهاى بسته در لهستان، چک‏واسلواکى، مجارستان، آلمان‏شرقى، رومانى و نهایتاً شوروى، گویاى این واقعیتند که کنترل تبلیغ در زمان جهانى‏شدن تلویزیون عملى نیست. تعریف مى‏کنند که در زمانى که مردم رومانى علیه رژیم «چائوشسکو» تظاهرات مى‏کردند، تلویزیون، ترس و تردید را در چشمان او نشان مى‏داد و همین تصویر مردم را تشویق مى‏کرد که تا سرنگونى رژیم به تظاهرات خود ادامه دهند. مى‏دانیم که در عصر ارتباطات، در هرناآرامى اجتماعى، تصرف و کنترل ایستگاههاى رادیویى و تلویزیونى نخستین هدف انقلابیون است.
با این وجود تبلیغ به‏عنوان شکلى از ارتباط از تکنولوژى موجود بهره مى‏گیرد. یعنى همزمان با پیشرفت تکنولوژى، مبلغان نیز ابزار پیچیده‏ترى براى اهداف خود درنظر مى‏گیرند. مثلاً اوّلین نمونه ثبت‏شده کاربرد فاکس (پیام تصویرى) در ریاض و در زمان جنگ خلیج‏فارس صورت گرفت. در این مورد مبلغان و عوامل عراقى اعلامیه‏هایى مبنى بر آمادگى براى جنگ شیمیایى با فاکس بین مردم کویت پخش کردند.
با توجه به آنچه گفته شد، تفکیک تبلیغ از آموزش و ارشاد، کار دشوارى است. آنچه براى عده‏اى تبلیغ است از نظر عده‏اى دیگر مفهوم آموزش و اطلاعات دارد. بنابراین در تعریفى که داده شد وجه تمایز تبلیغ با ارتباط باز و تبادل اندیشه، همانا نیّت و هدف برنامه‏ریزى‏شده براى برترى بخشیدن به مُبلّغ است.

انواع تبلیغ
تبلیغ گاهى تحریک‏انگیز است و به‏منظور ایجاد دگرگونى به‏کار گرفته مى‏شود و گاهى انفعالى است و براى حفظ وضع موجود به‏کار مى‏رود. از نظر آشکارساختن منبع پیام و صحت اطلاعات، تبلیغ را به سه نوع سفید، سیاه و خاکسترى تقسیم مى‏کنند.
تبلیغ سفید، منبع پیام را معرفى مى‏کند و به انتشار اطلاعات صحیح مى‏پردازد. نمونه این نوع تبلیغ را گهگاه مى‏توان از صداى آمریکا و یا از صداى مسکو در زمان صلح شنید. در این نوع تبلیغ با آنکه اطلاعات پخش‏شده صحت دارند، نحوه ارائه اطلاعات به شیوه‏اى است که مخاطب، فرستنده پیام را خیرخواه و صاحب بهترین اندیشه، تصور مى‏کند. هدف تبلیغ سفید، ایجاد اعتماد و اطمینان در مخاطب و در واقع نوعى سرمایه‏گذارى براى برآوردن نیات آتى مُبلّغ است.
تبلیغ سیاه، اطلاعات منتشرشده را به منبع کاذب، نسبت مى‏دهد و به قصد فریب و نیرنگ مخاطب عمل مى‏کند. تبلیغ سیاه همان «دروغ بزرگ» است که همه نوع نیرنگ را به خدمت مى‏گیرد. از نمونه‏هاى موفق تبلیغ سیاه مى‏توان تجربه «رادیوى آزاد مجارستان» را نام برد. این فرستنده توجه و حس همدردى جهانیان را در سال 1956 به هنگام پیشروى تانکهاى روسى که به‏منظور سرکوب شورشیان مجار به بوداپست اعزام شده بودند، بشدت برانگیخت. رادیوى آزاد مجارستان هرروز با پخش جزئیات خشونت روسها، از آمریکا و دولتهاى غرب، تقاضاى کمک مى‏کرد. بعدها معلوم شد که این ایستگاه رادیویى در واقع توسط سازمان جاسوسى شوروى (کا.گ.ب) و با نیّت شرمسار کردن آمریکا به‏راه افتاده بود. هدف این بود که به دنیا نشان داده شود که علیرغم وعده‏هاى رادیوى آزاد اروپا (رادیو تبلیغاتى آمریکایى) در حمایت و تشویق شورشیان، آمریکا پشتیبانى قابل اتکا و اطمینان نیست. این کار تبلیغى به حدى موفق و مؤثر بود که حتى سازمان جاسوسى آمریکا (سیا) تا مدتها بعد از ختم غائله، نمى‏دانست که رادیوى آزاد مجارستان در حقیقت یکى از ابزارهاى تبلیغاتى روسها بوده است.
تبلیغ خاکسترى چیزى بین تبلیغ سفید و تبلیغ سیاه است. در این نوع تبلیغ، منبع خبر به درستى اعلام مى‏شود ولى در مورد صحت اطلاعات باید شک داشت. مثلاً صداى آمریکا در جریان تصرف خلیج خوکها در کوبا، دخالت آمریکا را انکار کرد و یا مثلاً رادیو مسکو در جریان اشغال افغانستان به همین شیوه دست زد. دستکارى آمار از طرف شرکتها، تبلیغات تجارى و ادعاهاى کاذب یا غلوآمیز در مورد محصولات و یا فیلمهاى سینمایى که به‏منظور جا دادن محصولات مشخص در فیلم و تبلیغ آنها تهیه مى‏شوند، جزء تبلیغات خاکسترى هستند.
واژه دیگرى که براى تبلیغ به‏کار برده مى‏شود، ضداطلاعات/ Disinformationاست. ضداطلاعات مانند تبلیغ سیاه، منبع روشن و معلومى ندارد و به پخش اطلاعات نادرست مى‏پردازد. ضداطلاعات را نباید با اطلاعات سهوى و غیرمسؤول/ Misinformation اشتباه کرد. ضداطلاعات اخبارى هستند ساختگى که براى تضعیف روحیه دشمنان یا مخالفان توسط خبرنگارانى که در واقع جاسوس کشورهاى بیگانه هستند، در روزنامه کاشته مى‏شوند.
از نمونه‏هاى جالب این نوع اطلاعات ساختگى، خبرى بود مربوط به ویروس «ایدز» که در آن ادعا شده بود که این ویروس از یکى از آزمایشگاههاى مسؤول تهیه سلاحهاى میکروبى ارتش آمریکا، نشت کرده است. این خبر اوّلین بار در شماره اکتبر 1985 یکى از مجله‏هاى ادبى شوروى (Literaturnaya Gazeta) به نقل از روزنامه هندى پاتریوت درج شد. با آنکه کاشتن خبر کاذب در روزنامه‏هاى خارجى و نقل‏قول از آنها براى کسب اعتبار از شیوه‏هاى معمول تبلیغاتى است، حقیقت این است که چنین خبرى در هندوستان چاپ نشده بود. به هرصورت على‏رغم تکذیب آمریکاییها، این خبر در روزنامه‏هاى 60 کشور مختلف جهان از جمله زامبیا- که در آن موقع میزبان کنفرانس کشورهاى غیرمتعهد بود- و حتى روزنامه ساندى اکسپرس لندن چاپ شد. جالبتر اینکه خبر مذکور سال بعد حتى از شبکه خبرى C.B.S. آمریکا نیز پخش شد.
انتشار خبر مربوط به قاچاق کوکائین توسط دولت نیکاراگوئه (ساندینیستها) از طرف سازمان سیا، از همین قماش است. در جریان رسیدگى کنگره آمریکا به معاملات فروش اسلحه به ایران و به‏کارگیرى سود حاصل از آن براى پشتیبانى چریکهاى مخالف دولت نیکاراگوئه در زمان ریاست‏جمهورى ریگان، فاش شد که در واقع سازمان سیا و مخالفان دولت نیکاراگوئه در شبکه وسیع قاچاق کوکائین در آمریکاى مرکزى دست داشتند.
خبر جعلى، مربوط به سوءقصد به پاپ که گفته مى‏شد از طرف سازمان پلیس بلغارستان طراحى شده بود، یا داستان کاذب حمایت شوروى از تروریسم از جمله تبلیغات سیاه اخیر آمریکاییهاست.

 

 

 

 

شنبه 22 مهر ماه سال 1385

دکتر پیروز شعارغفارى

جنگ هفتادودو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند (حافظ)
اداره و جهت دادن به افکار عمومى از طریق رسانه‏ها (همراه با مذاکرات سیاسى، قدرت اقتصادى و ابزار خشونت) یکى از چهار اهرم سیاست خارجى کشورها محسوب مى‏شود. از طرفى به قول گابریل آلموند (1956) در هیچ زمینه‏اى به اندازه سیاست خارجى و امنیت ملّى افکار عمومى وابسته به اقدامات و ابداعات قوه