X
تبلیغات
رایتل

فرهنگ رسانه

فصلنامه تحلیلی و پژوهشی ارتباطات اجتماعی

دوشنبه 3 مهر‌ماه سال 1385 ساعت 02:14 ب.ظ

کنش ارتباطی در حوز ه ی عمومی شهروندی

 

دکتر مهدی پیروز نیا

Communication Action in Bourgeois Public Sphere 

 

 یورگن هابرماس را می توان مهمترین متفکر از نسل دوم مکتب فرانکفورت یا مکتب انتقادی دانست . او از نادر متفکران این مکتب است که با دیدی خوشبینانه به آینده و مدرنیته می نگرد ومعتقد است که تمدن بشری توانایی ساخت فردایی روشن و گریزاز بیگانگی و سایر تبعات جامعه ی صنعتی را دارد . او مدرنیته را پروژه ای ناتمام می داند که در صورت تلاش و کسب موفقیت انسان در به کمال رساندن آن ، سرنوشت و آینده ای مثبت در انتظار جامعه ی بشری است . هابرماس رمز این موفقیت را در ارتباط جستجو می کند و شاه کلید آن را کنش ارتباطی انسان می داند اما چگونه و در کجا ؟ در پاسخ به این سوال هابرماس برای فضای گفتگو شرایطی را قائل می شود که مهمترین آن فراهم شدن فضایی خالی از هرگونه میدان قدرت است .عرصه ی عمومی یا حوزه ی عمومی شهروندی می تواند پایه ای برای این کنش باشد که در صورت بسط و رهایی از هرگونه تحدید می تواند فضای گفتگو و ارتباط را مهیا کند .این مقاله قصد کنکاش در دومفهوم فوق یعنی کنش ارتباطی و حوزه ی عمومی بورژواتیک و راههای تحقق و استفاده از این دو را با توجه به نظریات یورگن هابرماس دارد .

سخن پیرامون نظریه های هابرماس را از انتقاد او از مارکس آغاز می کنیم - که متفاوت ار نقدهای مطرح  منتقدان دیگر  است - هابرماس معتقد است مارکس به اشتباه قلمرو عمومی از جمله عرصه ی سیاسی را به شالوده ای اقتصادی تقلیل داده است . اگر چه هابرماس معتقد به تاثیر ژرف اقتصاد در دیگر ابعاد جامعه است ،  اما ضمنا"  معتقد است سیاست و فرهنگ را نمی توان صرفا" نتیجه ی عوامل اقتصادی دانست . از سوی دیگر او به تقلیل دادن کنش انسان به یک کنش هدفمند عقلانی در حوزه ی اقتصاد و تحت تاثیر آن معترض است و معتقد است که نوع دومی از کنش انسان یعنی کنش ارتباطی که در شکل دهی و تکامل جوامع انسانی بسیار موثر است ، نادیده گرفته شده است . در ارتباط با دموکراسی از دید هابرماس ، دموکراسی بیش از هر چیز باید فرایندی در نظر گرفته شود که در زمان رواج نوع معینی از کنش ارتباطی پدیدار می شود . به گونه ای مشخص تر دموکراسی را باید شیوه ای خاص دانست که شهروندان توسط آن تصمیمات جمعی و عقلی اتخاذ می کنند . « شیوه ای که این گونه تصمیمات ممکن است بسته به وفاقی که از طریق گفت و گوی آزاد به دست می آید ، اتخاذ گردد. » وی معتقد است انسانهای هر جامعه برای برپانگاه داشتن آن جامعه دونوع کنش را حیات می بخشند که هردوی آنها کنش عقلانی وابسته به تفکر انسانی فعال و کنشمند است . کنش عقلانی هدفمند یا Purposive-Retional Action 

که با رعایت قواعد فنی تحمیل می شود و کنش ارتباطی یا Comunication Action  که در آن هنجارهای وفاقی از زبان مشترک میان ذهنی ناشی می شوند . اولی کنش عقلانی است که نیروهای اقتصادی و فن آوری را هدایت می کند و دومی نوعی عقلانیت است که بایدشهروندان را در تصمیم گیری هدایت کند . اگر دموکراسی در باره ی گفتگوی آزاد و آشکار است باید دید این گفتگو در کجا و تحت چه شرایطی صورت می گیرد . فضایی که در آن دموکراسی پرورش می یابد کجاست ؟ هابرماس این فضا را فضای عمومی نامیده است . آنچه هابرماس به طور کاملتر حوزه ی عمومی بورژوازی نامیده است ، به اعتقاد او در قرن نوزدهم و کاملتر از همه جا در بریتانیا باگسستن پیوند اقتصاد و حکومت در نظام فئودالی و نحستین مرحله ی سرمایه داری ، تحقق یافت . می توان حوزه ی عمومی را میان اقتصاد و سیاست ( حکومت ) فرض کرد . این بدان معناست که حوزه ی عمومی جدا و متمایز از اقتصاد و دولت است . حوزه ی عمومی عرصه ای است که بر اساس برابری ،  دردسترس همه ی شهروندان است و بنابراین تحت سلطه یا کنترل کنشگران قدرتمند اقتصادی و یا مقامات دولتی ( کنشگران قدرتمند سیاسی ) نیست . نانسی فریزر حوزه ی عمومی را چنین توصیف می کند : « این مفهوم تیاتری را در جوامع مدرن مشخص می کند که در آن مشارکت سیاسی از طریق گفت و گو انجام می شود و از این رو ، عرصه ی نهادینه ی کنش متقابل گفت و گویی است . » حوزه ی عمومی نیازمند انجمن های داوطلبانه و مستقل شهروندان و دستگاهی نهادینه است که اجازه ی انتشار بدون محدودیت اطلاعات را بدهد . بنابراین انواع گوناگون سازمانها و انجمنها مانند انجمن های اولیا و مربیان ، باشگاههای محلی ، اتحادیه های کارگری ، سازمانهای مدافع حقوق بشر ، سازمانها ی حفظ محیط زیست  و بطور کلی کلیه ی تشکلهایی که می توان آنها را به نوعی سازمانهای غیردولتی نامید ، جزء جدایی ناپذیر آگاهی شهروندان در باره ی مسائل روز و فراهم ساز وسایل بیان انواع گوناگون دیدگاهها و نگرشها در باره ی موضوعات و مسائل مورد بحث و اختلاف در جامعه ی بشری می باشند .  وجود حوزه ی عمومی مستقل یکی از پیش شرطهای تحقق دموکراسی در جوامع بشری است . حوزه ی عومی در شرایط ایده آل عرصه ای است که به طور برابر در دسترس همه ی شهروندان باید قرار گیرد و نیز نباید تحت سلطه یا کنترل قرار گیرد .

حوزه ی عمومی از آغاز ، تهاجم های پیوسته ی منافع کلان اقتصادی و تاکتیکهای سرکوب گرانه ی دولت را به همراه داشته است و با پیشرفت سرمایه داری ، هرچه بیشتر مورد تحدید قرار گرفته  است . اما در وضعیت آرمانی ، انتقال اطلاعات تحریف نشده و آزاد از هرگونه اجبار، می تواند به فضای دموکراتیک منتج شود . تصمیمات دموکراتیک از راه گفت و گو اتخاذ می شوند . در وضعیت آرمانی گفت و گو ؛ افراد با یکدیگر صحبت می کنند تا در باره ی اینکه کدام اندیشه ها و ارزش ها بهترند به تفاهم برسند ، نه اینکه برای تحقق بخشیدن به اندیشه های خود دیگران را آلت فعل سازند . مهمترین شرط برای تحقق فضای عمومی دموکراتیک ، عدم وجود هرگونه فشار و قدرت خارجی در گفتگو است . به گفته ی هابرماس ، بحث کنندگان .  .  .  هیچ محدودیتی نباید داشته باشند . هیچ نیرویی به جز قدرت استدلال بهتر ، نباید به کار گرفته شود و هیچ انگیزه ای مگر انگیزه ی جستجوی هم یارانه ی حقیقت نباید در میان باشد . » در چنین موقعیتی تنها استدلال برتر پیروزی می یابد .

باید توجه داشت که تمرکز قدرت رسانه ها در دست نخبه گان سیاسی و اقتصادی مهمترین عامل فشار و تحدید حوزه ی عمومی است که در حال حاضر از سوی « شرکتهای بزرگ ترکیبی - رسانه ای » برای تاثیر بر افکار عمومی و مخدوش کردن فضای گفتو گو در حوزه ی عمومی و در نهایت خاموش کردن صداهای مخالف اعمال می گردد . این شرکتهای بزرگ برخلاف آنچه از رسانه ها به عنوان نیروهای آگاهی دهنده و اطلاع رسان در جامعه مورد انتظار است ، نه تنها مستقل از قدرت اقتصا دی و سیاسی نیستند که توجیه گر و مدافع آنها نیز هستند . در بسیاری از کشورها و جوامع این شرکتها جزئی از قدرت سیاسی و به طور رسمی وابسته به آنند و در بعضی دیگر در دست قدرتمندان اقتصادی اند تا قدرت سیاسی را نیز برای آنان به ارمغان بیاورند . نتیجه این دست اندازیها آن که بحث واقعی در حوزه ی عمومی جای خود را به تبلیغات و روابط عمومی پیچیده ای داده است و فراواقعیتها یا Infra realities و حقایق ساختگی سناریوهای از پیش نگاشته شده ، یک حوزه ی عمومی از پیش ساخته و مصنوعی ایجاد کرده که تشخیص حقایق و انجام گفتگوهای صادقانه را دشوار کرده است . در این میان نهضتهای اجتماعی نوین که بخشی از آن در قالب سازمانهای غیردولتی سازماندهی می شوند ، موشکافانه در حال کنکاش جهت خالص سازی فضای عمومی است و در تلاش برای جایگزین کردن عقلانیت ارتباطی به جای عقلانیت ابزاری . از سوی دیگر عقلانیت ابزاری نیز در سرمایه داری واپسین سعی در جاگیری مطلق در مکان عقلانیت اجتماعی دارد و در تلاش است تا با تحت الشعاع قرار دادن کامل عقلانیت ارتباطی ، برتصمیم گیری اجتماعی تسلط یابد . عقلانیت ابزاری روشی استدلالی برای یافتن بهترین راه دستیابی به چیزی یا رسیدن به هدفی است ،بی آنکه ارزشهای هدف مورد بررسی قرار گیرد . در این روش به جای توجه به موضوع ارزش یا فایده یا انطباق بر اصول اخلاقی به چگونگی انجام کار ، رسیدن به هدف و دستیابی به منظوری خاص توجه می شود . از این رو فرد به اینکه چرا باید کاری انجام شود و اصولا" چرا باید به هدف از پیش تعیین شده برسد و اساسا" چرا آن هدف خاص ارزشمند است ، توجهی ندارد . هدف خاص در اکثر مواقع در مخیطی کاپیتالیستی و بوروکراتیک که اهداف آن آمرانه و غیر قابل بحث تلقی می گردد ، تعیین و ابلاغ می شود . در جوامع سرمایه داری واپسین با هدایت انرژی تفکری جامعه ، انرژی نامتناسب و بیش از حدی برای این نوع عقلانیت صرف می شود ، تا مجموعه ی جامعه به جای تفکر برای یافتن اهداف صحیح و دارای ارزش واقعی ، به سوی راههای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده وغیر فابل بحث هدایت شود . رویارویی با منطق سرمایه داری واپسین و ترفندهای آن در بلوک قدرت همانگونه که ذکر گردید به شکل جنبشهای جدید اجتماعی پدیدار گردیده است . این جنبشها ، اصولا" در حوزه ی عمومی حیات می یابند ، تشکیل می شوند ، تشکل و سازمان می یابند و فعالیت می کنند و در تلاش اند تا با جایگزین کردن عقلانیت ارتباطی به جای عقلانیت ابزاری در مجموعه ی جامعه نقش خود را ایفا کنند . یکی از راههای نهادینه کردن این جنبشها سازمان یافتن آنها در شکل سازمان غیردولتی است . با توجه به آنچه گفته شد می توان به این نتیجه رسیدکه مهمترین خصلت سازمانهای غیردولتی قرار گرفتن آنان در حوزه ی عمومی است و جهت پایبندی آنان به حراست از این فضا ، استقلال  کامل از قدرتهای سیاسی و اقتصادی . هرگونه ارتباط آمرانه ای که از سوی دو حوزه ی سیاست و اقتصاد بر آنها اعمال گردد ، آنها را از شکل و قالب سازمان غیردولتی خارج خواهد ساخت . در این میان نقش دولتها ی پیشرو که براساس خواست مردم و براساس اصول مردمسالاری حکومت می کنند، حفظ و پاسداشت حوزه ی عمومی ، تلاش برای ارتقاء ارتباط عمومی وکنش ارتباطی  آحاد جامعه با یکدیگر ، برای به دست آوردن تصمیمات اجتماعی و تکامل عقلانیت اجتماعی و حمایت غیر مداخله جویانه از سازمانهای غیر دولتی به عنوان حرکتهای بهساز فضاهای زندگی اجتماعی و جامعه در ابعاد ملی و فراملی آنان است . این دولتها همچنین می توانند با تلاش برای کاستن اعمال قدرت قدرتمداران اقتصادی در جهت کاهش تحدید حوزه ی عمومی و تقویت عقلانیت ارتباطی تلاش کنند . به علاوه این حکومتها باید با وضع قوانین شفاف به حمایت از حوزه ی عمومی آزاد و مستقل ازهرگونه فشار پرداخته ، فرهنگ گفتگو را در جامعه تشویق و تقویت کرده فضا را برای کنش ارتباطی آماده سازند . سازمانهای دولتی نیز باید بتوانند شرایط گفتگوی آزاد را در حوزه ی عمومی فراهم سازند . یکی از مهمترین اهداف سازمانهای غیردولتی ایجاد و اشاعه ی آگاهی است و در این راه با اطلاع رسانی به موقع در برابر رسانه های وابسته به قدرتهای فوق ایستاده و با ایجاد سپرهای حفاظتی از نفوذ قدرتمداران سیاسی ، اقتصادی یا هرگونه فشار و تحدید بر حوزه ی عمومی کاسته ، شرایط گفتگو را برای یافتن بهترین راهها واستدلالها فراهم سازند . از نظر ساختاری نیزاین سازمانها ساختاری کاملا" آزاد و دموکراتیک را طلب می کنند تا فشارها و اعمال نفوذهای داخلی و خارجی را به حداقل برسانند. در عین حال این ساختار باید ارتباط هرجه بهتر را برای جامعه به ارمغان بیاورد .

واضح است که تلاش برای کاستن از نابرابریهای اجتماعی و خارج کردن تمامی اعضای جامعه از انزوایی که گاه بدلیل نابرابریها ، فقر و نبود امکانات ایجاد می شود و ارتقاء سطح ارتباط های عمومی از وظایف تمامی سازمانها و جنبشهایی است که برای نیل به آزادی و مردمسالاری مبارزه می کنند . ( هابرماس نیز مانند لیپست و بسیاری متفکران دیگر نابرابریهای اجتماعی را از مهمترین آفات دموکراسی می داند . ) و بالاخره این سازمانها باید با بسط ارتباطات اجتماعی دامنه ی گفتگوها را توسعه داده از یک سو گروههای مختلف گفتگو را در خود جای داده و خود باگسترش  ارتباطات فراملی و بین المللی در گوشه ای از حوزه ی عمومی جهانی جای گیرند .    

منبع: مجله اینترنتی فصل نو

 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :