X
تبلیغات
رایتل

فرهنگ رسانه

فصلنامه تحلیلی و پژوهشی ارتباطات اجتماعی

شنبه 11 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 05:46 ب.ظ

خشونت و وحشت در رسانه ها(۷)

۳. پیامدها: مردم‌ و تدابیر‏
‏ پژوهش‌ درباره‌ پیامدهای‌ ناشی‌ ازمشاهده‌ خشونت‌ از طریق‌ رسانه‌ها، سابقه‌ای‌ طولانی‌ و پرفراز ونشیب‌ دارد. بیشتر ‏پژوهش‌های‌ انجام‌ شده‌ تنها برخی‌ از جنبه‌های‌ مربوط‌ به‌ سناریوهای‌ پیچیده‌ خشونت‌ و وحشت‌ را مورد توجه‌ قرار ‏داده‌اند. انگیزه‌ اصلی‌ این‌ پژوهشها موضوعاتی‌ از قبیل‌ نگرانی‌ در مورد تقلید افراد از این‌ گونه‌ صحنه‌ها، تحریک‌ پذیری‌ و ‏قساوت‌ قلب‌ یا توسل‌ به‌ اقدامات‌ خرابکارانه‌ از یک‌ سو، و تلاش‌ رسانه‌ها برای‌ مقابله‌ با چنین‌ اتهاماتی‌ از سوی‌ دیگر ‏بوده‌ است‌. از این‌ رو، بیشتر پژوهش‌ها به‌ بررسی‌ نشانه‌ها و حالت‌ روانی‌ مشهود و قابل‌ اندازه‌گیری‌ اختصاص‌ دارد، ‏مانند پرخاشگری‌ که‌ گفته‌ می‌شود به‌ خشونت‌ منجر می‌گردد و می‌توان‌ آن‌ را نتیجه‌ قرار گرفتن‌ در معرض‌ خشونت‌ به‌ ‏نمایش‌ درآمده‌ در رسانه‌ها دانست‌. ‏
‏ تحقیق‌ درباره‌ پرخاشگری‌، گسترده‌ترین‌ و پر سر وصدا ترین‌ زمینه‌ در مطالعات‌ مربوط‌ به‌ خشونت‌ رسانه‌ای‌ به‌ ‏شمارمی‌رود. رولاند (1983) و برخی‌ دیگر از پژوهشگران‌ براین‌ باورند که‌ به‌ احتمال‌ زیاد پژوهش‌ در این‌ زمینه‌ از آن‌ رو در ‏اولویت‌ قرار دارد که‌ انجام‌ آن‌ مشکل‌ چندانی‌ برای‌ محقق‌ ندارد ودر عین‌ حال‌ کمترین‌ آسیب‌ را به‌ منافع‌ و خط‌ مشی‌ ‏نهادی‌ سازمانهای‌ رسانه‌ای‌ وارد می‌آورد.‏
‏ پرخاشگری‌ مفهومی‌ است‌ دوگانه‌ و متناقض‌ و دارای‌ جنبه‌های‌ مثبت‌ ومنفی‌. ارتباط‌ پرخاشگری‌ با جنایت‌ و خشونت‌ ‏سازمان‌ یافته‌ و برنامه‌ریزی‌ شده‌ ( ونه‌ انگیزه‌های‌ فردی‌ ) بسیار اندک‌ است‌. دیدگاه‌هایی‌ که‌ بر زیر پاگذاشتن‌ نظم‌ و ‏قانون‌از سوی‌ افراد تأکید می‌ورزند بیشتر به‌ اجرای‌ قانون‌ و کنترل‌ اجتماعی‌ توجه‌ می‌کنند که‌ با رسانه‌ها و دیگر ‏ملاحظات‌ نهادی‌ ارتباط‌ نزدیک‌تری‌ دارند. این‌ نوع‌ نگرش‌ و برخورد با پدیده‌ پرخاشگری‌، دارای‌ جنبه‌ جامعه‌شناختی‌ ‏انتقادی‌ نیست‌. علاوه‌ بر این‌، متمرکز ساختن‌ پژوهش‌ها بر رسانه‌های‌ گروهی‌ ممکن‌ است‌ به‌ غافل‌ ماندن‌ از دیگر ‏شرایط‌ جمعیتی‌ و اجتماعی‌ مرتبط‌ باخشونت‌ و جنایت‌ منجرشود.‏
‏ موضوعی‌ که‌ به‌ ندرت‌ مورد بحث‌ و تاکید قرار گرفته‌، مسأله‌ خط‌ مشی‌ و سیاست‌ است‌: چرا باید رسانه‌ها که‌ ‏نهادهای‌ تثبیت‌ شده‌ جامعه‌ هستند، موجودیت‌ خود را با تشویق‌ و ترویج‌ خشونت‌ به‌ مخاطره‌ اندازند؟ آیا تهیج‌ و تقلید ‏پیامد اجتناب‌ ناپذیر قرار گرفتن‌ در معرض‌ خشونت‌ است‌؟ آیا رسانه‌ها و صاحبان‌ آنها از رواج‌ خشونت‌ سود می‌برند؟ و ‏اگر پاسخ‌ مثبت‌ است‌، چه‌ سودی‌ از این‌ بابت‌ عاید رسانه‌ها می‌شود؟ آیا گردانندگان‌ رسانه‌ها می‌توانند به‌ رغم‌ ‏انتقادهای‌ همگانی‌ و نگرانی‌ بین‌المللی‌، سیاست‌های‌ خود را در قبال‌ رواج‌ خشونت‌ توجیه‌ کنند؟‏
‏ در بخش‌ مربوط‌ به‌ سیاستگذاری‌ نشان‌ داده‌ایم‌ که‌ نمایش‌ خشونت‌ و وحشت‌ رسانه‌ها ممکن‌ است‌ منافع‌ چشمگیر ‏سیاسی‌ و در عین‌ حال‌ مسوولیت‌هایی‌ را به‌ همراه‌ داشته‌ باشد. بررسی‌های‌ انجام‌ شده‌ در زمینه‌ محتوای‌ رسانه‌ها ‏نشان‌ داد که‌ نمایش‌ خشونت‌ و وحشت‌ در رسانه‌ها، قدرت‌ اجتماعی‌ را به‌ نمایش‌ می‌گذارد و در نتیجه‌ به‌ سمت‌ ‏جانبداری‌ و حمایت‌ از نیروی‌ قویتر گرایش‌ دارد. ارتباط‌ و همگرایی‌ تحقیقات‌ و تئوری‌ در زمینة‌ نمایش‌ خشونت‌ و وحشت‌ ‏در رسانه‌ها، منجر به‌ یک‌ سری‌ بررسی‌هایی‌ شد که‌ کارکردهای‌ اجتماعی‌ و سازمان‌ یافتة‌ خشونت‌ رسانه‌ای‌ را مورد ‏توجه‌ قرار داده‌ بودند.‏
‏ دراین‌ بخش‌ از گزارش‌، ابتدا خلاصه‌ای‌ از پژوهش‌های‌ انجام‌ شده‌ در زمینه‌ قرار گرفتن‌ در معرض‌ خشونت‌ رسانه‌ای‌ و ‏برداشت‌هایی‌ که‌ از خشونت‌ ارائه‌ شده‌، بازگو خواهیم‌ کرد. سپس‌ رئوس‌ اصلی‌ تحقیقات‌ انجام‌ شده‌ در زمینه‌ خشونت‌ ‏و پژوهش‌هایی‌ که‌ نشان‌ می‌دهد بین‌ پرخاشگری‌ و بروز خشونت‌ واقعی‌ رابطه‌ مستقیم‌ وجود دارد بررسی‌ خواهیم‌ کرد. ‏سرانجام‌، طرح‌های‌ کلان‌ مطالعاتی‌ را که‌ ازسوی‌ دولت‌ در زمینه‌ خشونت‌ در تلویزیون‌ صورت‌ گرفته‌ و نتایج‌ بدست‌ آمده‌ از ‏این‌ بررسی‌ها را که‌ بازگو کننده‌ رابطه‌ گسترده‌ میان‌ این‌ پدیده‌ و سیاست‌ حاکم‌ بر رسانه‌هاست‌ مورد بحث‌ قرار خواهیم‌ ‏داد. ‏
‏ در این‌ گزارش‌ قصد نداریم‌ علت‌ خشونت‌ و جنایت‌ را ریشه‌یابی‌ کنیم‌ چون‌ این‌ موضوع‌، از بحث‌ مربوط‌ به‌ رسانه‌ها خارج‌ ‏است‌. سوالی‌ که‌ برای‌ یافتن‌ پاسخ‌ آن‌ تلاش‌ می‌کنیم‌ این‌ است‌ که‌ سیاست‌ و خط‌ مشی‌ رسانه‌ها و قرار گرفتن‌ مداوم‌ ‏در معرض‌ خشونت‌ و وحشت‌ به‌ نمایش‌ گذاشته‌ شده‌ در آنها چه‌ نقشی‌ در برداشت‌ مردم‌ از واقعیت‌، الگوهای‌ رفتاری‌ ‏و منافع‌ نهادی‌ دارد.‏

‏ قرار گرفتن‌ در معرض‌ خشونت‌ و سلیقه‌های‌ متفاوت‌ ‏
‏ داستانهای‌ خشونت‌آمیز و وحشتناک‌، مسائلی‌ چون‌ مناقشه‌، قدرت‌ و همبستگی‌ بشری‌ را مطرح‌ می‌سازند. خشونت‌ ‏و وحشت‌، جزئی‌ ازاسطوره‌، ادبیات‌ و دیگر ابعاد فرهنگی‌ محسوب‌ می‌شوند. رسانه‌های‌ گروهی‌، خشونت‌ و وحشت‌ را ‏ساده‌ سازی‌ و استاندارد کرده‌، سپس‌ آنها را به‌ عنوان‌ بخشی‌ از آداب‌ و سنن‌ روزمره‌ وارد زندگی‌ بسیاری‌ از خانواده‌ها ‏می‌کنند. قرار گرفتن‌ در معرض‌ خشونت‌ و وحشت‌ از خردسالی‌ آغاز و در طول‌ زندگی‌ ادامه‌ می‌یابد. فرهنگ‌ جدید از ‏صحنه‌های‌ خشونت‌ و وحشت‌ تولید شده‌ توسط‌ رسانه‌ها اشباع‌ شده‌ است‌ و این‌ امری‌ است‌ که‌ گریزناپذیر به‌ نظر ‏می‌رسد. از این‌ رو پژوهش‌ درباره‌ موارد خاصی‌ از قرار گرفتن‌ در معرض‌ خشونت‌ و وحشت‌ رسانه‌ای‌، سلیقه‌ها و ‏برداشت‌ها اهمیت‌ حاشیه‌ای‌ دارد. ‏
‏ مطالعات‌ انجام‌ شده‌ در زمینه‌ قرار داشتن‌ در معرض‌ خشونت‌ رسانه‌ای‌ نشان‌ می‌دهد که‌ در این‌ زمینه‌ مسائل‌ دیگری‌ ‏نیز مثل‌ رواج‌ خشونت‌ و وحشت‌ در محتوای‌ رسانه‌های‌ مختلف‌، موقعیت‌ اجتماعی‌ ـ اقتصادی‌، جنسیت‌ و برخی‌ از ‏الگوهای‌ گزینشی‌ مؤثر هستند. بررسی‌های‌ شرام‌ (1949) در زمینه‌ مطالعه‌ اخبار، دو نوع‌ سلیقه‌ ورجحان‌ را نشان‌ ‏می‌دهد : اخبار و گزارش‌هایی‌ که‌ نتایج‌ آنی‌ به‌ همراه‌ دارند(جنایت‌ ، فساد، سانحه‌، فاجعه‌، ورزش‌، سرگرمی‌، ‏رویدادهای‌ اجتماعی‌ و علائق‌ بشری‌) و اخبار و گزارش‌هایی‌ که‌ نتایج‌ آتی‌ دربردارند(موضوعات‌ مربوط‌ به‌ دولت‌، اقتصاد، ‏مشکلات‌ اجتماعی‌، علوم‌، تحصیلات‌ و بهداشت‌). تحصیلات‌ بالاتر توجه‌ بیشتر افراد را به‌ اخبار و گزارش‌هایی‌ که‌ نتایج‌ ‏آتی‌ در بردارند، به‌ دنبال‌ خواهد داشت‌.‏
‏ لاینس‌‏ ‏ (1952) سلیقه‌ کودکان‌ و نوجوانان‌ را در خواندن‌ روزنامه‌ها تا پیش‌ از اختراع‌ تلویزیون‌ بررسی‌ کرده‌ است‌. ‏اکثریت‌ کودکان‌ و نوجوانانی‌ که‌ در این‌ بررسی‌ شرکت‌ داشتند، علاقه‌مندی‌ خود را به‌ خواندن‌ اخبار مربوط‌ به‌ قتل‌، ‏سرقت‌ و حوادث‌ ابراز کردند. درصد پسرهای‌ علاقه‌مند به‌ خواندن‌ این‌ گونه‌ اخبار، ده‌ درصد بیشتر از دخترها بود.‏
‏ سوانسون‌ (1955) خوانندگان‌ بالغ‌ 130 روزنامه‌ را مورد بررسی‌ قرار داد و به‌ این‌ نتیجه‌ رسید که‌ بیش‌ از نیمی‌ از آنها به‌ ‏خواندن‌ مطالب‌ فکاهی‌ علاقه‌مند هستند (درفصل‌ پیش‌ یادآور شدیم‌ که‌ حدود 30 درصد از محتوای‌ مطالب‌ فکاهی‌ ‏روزنامه‌ها را خشونت‌ تشکیل‌ می‌دهد). اخبار خشن‌ (جنگ‌ و فاجعه‌) 30 درصد (40 درصد مردان‌) و جنایت‌ و حادثه‌ 20 ‏درصد از خوانندگان‌ را به‌ خود مشغول‌ می‌کند.‏
‏ تماشای‌ تلویزیون‌ فعالیتی‌ است‌ که‌ با محدودیت‌ زمانی‌ همراه‌ است‌ و مخاطب‌ حق‌ انتخاب‌ چندانی‌ ندارد. میزان‌ ‏خشونت‌ در پربیننده‌ترین‌ ساعات‌، و در برنامه‌های‌ کودک‌ در روزهای‌ پایانی‌ هفته‌ (دست‌کم‌ درآمریکا) به‌اوج‌ خود می‌رسد. ‏بررسی‌های‌ سینیورلی‌ ‏ ‏(1986) نشان‌ می‌دهد ترکیب‌ برنامه‌ها تلویزیونی‌ به‌ گونه‌ای‌ است‌ که‌ بینندگان‌ عادی‌ در ‏تماشای‌ برنامه‌ها حق‌ انتخاب‌ چندانی‌ ندارند. فیلم‌های‌ خشن‌ در ساعات‌ پربیننده‌ به‌ نمایش‌ گذاشته‌ می‌شود و انبوه‌ ‏مخاطبان‌ در چنین‌ ساعاتی‌ چاره‌ دیگری‌ جز تماشای‌ این‌گونه‌ فیلم‌ها ندارند. ‏
‏ بررسی‌های‌ انجام‌ شده‌ درباره‌ مخاطبان‌ و محبوبیت‌ فیلم‌های‌ خشن‌، نتایج‌ فوِ را تأئید کرده‌ است‌. بررسی‌ کامستاک‌ و ‏همکاران‌ وی‌(1978) در این‌ زمینه‌ نشان‌ می‌دهد که‌ محبوبیت‌ برنامه‌ها و تأیید آنها از سوی‌ بینندگان‌ هیچ‌ ارتباطی‌ به‌ ‏محتوای‌ خشن‌ فیلم‌ها ندارد. تحقیقات‌ رابرتس‌ ‏ ‏ (1981) نشان‌ داد که‌ عادات‌ و سلیقه‌ کودکان‌ در زمینه‌ تماشای‌ ‏برنامه‌های‌ تلویزیونی‌ تقریباً از سلیقه‌ والدینشان‌ تبعیت‌ می‌کند. بررسی‌های‌ چنی‏ ‏ (1970) ثابت‌ کرد که‌ بین‌ ابراز ‏علاقه‌ کودکان‌ نسبت‌ به‌ برنامه‌های‌ خشن‌ تلویزیون‌ و تماشای‌ برنامه‌های‌ خشن‌ از سوی‌ کودکان‌ هیچ‌ ارتباطی‌ وجود ‏ندارد. رابینسون‌ (1979) به‌ این‌ نتیجه‌ رسید که‌ حتی‌ نگرانی‌ از خشونت‌ به‌ نمایش‌ گذاشته‌ شده‌ در تلویزیون‌ به‌ تغییر ‏الگوی‌ تماشای‌ این‌ گونه‌ برنامه‌ها منجر نمی‌شود.‏
‏ پژوهشگران‌ در تحقیقات‌ خود به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌اند که‌ محتوای‌ برنامه‌ها هیچ‌ ارتباطی‌ به‌ شهرت‌ و محبوبیت‌ آنها ندارد ‏بلکه‌ زمان‌ پخش‌ برنامه‌ است‌ که‌ به‌ شهرت‌ و محبوبیت‌ برنامه‌ منجر می‌شود. پژوهشگران‌ برای‌ نشان‌ دادن‌ فقدان‌ رابطه‌ ‏میان‌ محتوای‌ برنامه‌ و میزان‌ محبوبیت‌ آنها، آزمایشی‌ انجام‌ دادند. آنها یک‌ فیلم‌ پلیسی‌ پرحادثه‌ را سانسور کرده‌ ‏وقسمتهایی‌ از صحنه‌های‌ خشن‌ و هیجان‌ انگیز آن‌ را حذف‌ کردند و سپس‌ فیلم‌ را برای‌ نیمی‌ از شرکت‌ کنندگان‌ در ‏بررسی‌ نمایش‌ دادند. مجدداً تمامی‌ فیلم‌ را که‌ حاوی‌ میزان‌ بالایی‌ از صحنه‌های‌ خشونت‌آمیز بود برای‌ گروه‌ دوم‌ نمایش‌ ‏دادند. نتیجه‌ به‌ دست‌ آمده‌ نشان‌ داد که‌ هیچ‌ یک‌ ازدو نسخه‌ این‌ فیلم‌ چندان‌ مورد توجه‌ قرار نگرفته‌ است‌.‏
‏ کمیسیون‌ رادیو ـ تلویزیون‌ و ارتباطات‌ کانادا درباره‌ تعداد مخاطبان‌ تلویزیون‌ تورنتو در زمان‌ پخش‌ برنامه‌های‌ خانوادگی‌، ‏تحقیقی‌ انجام‌ داد و به‌ این‌ نتیجه‌ رسید که‌ فیلم‌های‌ کمدی‌ هشت‌ سال‌ پیش‌، هنوز هم‌ می‌تواند به‌ اندازه‌ فیلم‌های‌ ‏پرحادثه‌ و هیجان‌انگیز پربیننده‌ باشد. اسپرفکین‌‏ و همکارانش‌ (1977) معتقدند که‌ بین‌ ویژگیهای‌ خشونت‌آمیز یا ‏هواداری‌ از نظم‌ اجتماعی‌ به‌ تصویر کشیده‌ شده‌ در فیلم‌های‌ تلویزیونی‌ و میزان‌ محبوبیت‌ آنها هیچ‌ نوع‌ ارتباطی‌ وجود ‏ندارد. بررسی‌ انجام‌ شده‌ ازسوی‌ رندال‌، کول‌ و فدلر‏ ‏ (1970) نشان‌ داد که‌ عامل‌ جنسیت‌ بهترین‌ شاخص‌ در زمینه‌ ‏ترجیح‌ دادن‌ فیلمهای‌ خشن‌ محسوب‌ می‌شود. ویژگی‌های‌ جمعیتی‌ افرادی‌ که‌ بیشتر فیلم‌های‌ خشن‌ تماشا می‌کنند ‏مورد بررسی‌ قرار گرفت‌ و مشخص‌ شد که‌ در مجموع‌، مردان‌ بیشتر از زنان‌ فیلم‌های‌ خشن‌ تماشا می‌کنند. این‌ گروه‌ از ‏مردان‌ در مقایسه‌ با کسانی‌که‌ علاقه‌ کمتری‌ به‌ فیلم‌های‌ خشن‌ دارند درآمد کمتر، تحصیلات‌ پائین‌تر و موقعیت‌ قومی‌ ‏نامناسبتری‌ دارند.‏
‏ با توجه‌ به‌ آنچه‌ که‌ گفته‌ شد مشخص‌ می‌شود که‌ قرار گرفتن‌ در معرض‌ خشونت‌ موجود در برنامه‌های‌ تلویزیونی‌ جنبه‌ ‏انتخاب‌ فردی‌ نداشته‌ بلکه‌ ازسیاست‌ رسانه‌هاو تعلقات‌ گروهی‌ سرچشمه‌ می‌گیرد. برای‌ اثبات‌ این‌ برداشت‌ عامیانه‌ و ‏ادعای‌ دست‌ اندرکاران‌ رسانه‌های‌ تصویری‌ مبنی‌ بر این‌ که‌ خشونت‌ به‌ خودی‌ خود بینندگان‌ بسیاری‌ را جلب‌ می‌کند، ‏هیچ‌ دلیل‌ قانع‌ کننده‌ای‌ وجود ندارد. این‌ احتمال‌ وجود دارد که‌ در تولید فیلم‌ها و سریال‌های‌ خشن‌، عامل‌ اقتصادی‌ دخیل‌ ‏باشد چون‌ تولید این‌ گونه‌ فیلم‌ها در مقایسه‌ با برنامه‌های‌ پیچیده‌، ارزانتر تمام‌ می‌شود. با توجه‌ به‌ نداشتن‌ آزادی‌ عمل‌ ‏کامل‌ در انتخاب‌ مخاطبان‌ تلویزیونی‌، و این‌ واقعیت‌ که‌ تعداد مخاطبان‌ تاحدود زیادی‌ به‌ در اختیار داشتن‌ مخاطبان‌ در ‏هریک‌ از مقاطع‌ زمانی‌ بستگی‌ دارد، کاستن‌ از هزینه‌ تولید از جمله‌ راههای‌ افزایش‌ درآمد محسوب‌ می‌شود. به‌ هر ‏حال‌، نمی‌توان‌ سودجویی‌ احتمالی‌ را عامل‌ اصلی‌ تولید بی‌ وقفه‌ برنامه‌های‌ خشونت‌آمیز تلویزیونی‌ که‌ پیوسته‌ با انتقاد ‏همگانی‌ روبروست‌ به‌ شمار آورد. نتایج‌ پژوهش‌های‌ انجام‌ شده‌ در زمینه‌ سیاست‌ وقدرت‌ رسانه‌ها، توجیه‌ منطقی‌تری‌ ‏ازعلت‌ پرداختن‌ رسانه‌ها به‌ خشونت‌ و وحشت‌ ارائه‌ می‌دهد.‏
http://www.rasaneh.org/persian/page-view.asp?pagetype=research&id=5
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :